
خسته ام؛ از واژه های قشنگ عاشقانه..!
✍ ریزان باپیریان
از دوستت دارمهای شیک اما کثیف و دلبرانه… از عروسکهای پشت ویترین مغازه…
از رهگذران هوس باز…
از رنگینکمان های دروغین…
از اشکهایم در سکوت شبانه…
میگویند همه چیز را میشود با پول خرید… من هم میگویم چنین است… و این را از گریههای پسرکی که عاشق عروسک پشت ویترین مغازه شده بود دریافتم.
از التماسهای نگاه پسرک به چشمان رهگذری که آمال و آرزوهایش را به درهی به یغما برد.
چه کسی میگوید نمیشود؟!
دیگر واژههای انسانیت و عشق و وجدان بیدار معنایی ندار!
در دنیایی که قادر به خرید عشق باشی، عاشقی دیوانگیست
عاشقی ویرانگیست.
عروسکها هم سکوت کردهاند و مناقصه را بهترین راه برای به تاراج رفتن روحشان برگزیدهاند..!
Latest posts by نیشتمان قلم (see all)
- هزینههای جنجالی «جشن باران رحمت» در شهرداری سقز؛ بادکنکهای چندصد میلیونی و دفنوازی میلیاردی - اسفند ۷, ۱۴۰۴
- لالایی گهواره گمشده تمدن - آبان ۲۸, ۱۴۰۴
- پارک لاله سقز؛ لکه ننگ مدیریت شهری و انتظامی - آبان ۱۲, ۱۴۰۴