🔴 مطالبه سازی از مرکز و سکوت از حاشیه؛ بازخوانی سفر رئیس جمهور به کردستان
✍️اسماعیل صادقی
۱. وعدههای فرمایشی و مطالبات نمایشی
▪️سفر رئیسجمهور به کردستان، مثل همیشه با فهرستی از وعدهها و «توجه ویژه به مناطق مرزی» همراه است. اما مشکل در وعده نیست؛ در ماهیت فرمایشی مطالبهسازی است. مطالبه را دولت تعریف میکند، نه مردم. مردم فقط باید در مراسم رسمی و رسانهای، همان چیزهایی را که از پیش نوشته شدهاند، مطالبه کنند. نتیجه این است که «رضایت ساختگی» جای «گفتوگوی واقعی» را میگیرد.
در کردستان، خواستهها همیشه تکراریاند چون مجاز نیستند تغییر کنند: اشتغال، توسعه، زیرساخت. اما هیچ وقت دربارهی سهم سیاسی، حق تصمیمگیری محلی، یا زبان مادری صحبتی نمیشود. اینها تبدیل به خطوط قرمز نانوشتهاند.
۲. غیبت حزب سیاسی و سقوط سیاست به سطح ستاد انتخاباتی
▪️در کردستان، سیاست به معنای واقعی وجود ندارد. فعال سیاسی جای خود را به مسئول ستاد داده است. تا وقتی هیچ حزب قانونی و مؤثر کردی در ساختار رسمی حضور ندارد، «نمایندگی سیاسی» عملاً حذف شده است. نتیجه این است که هیچ کانالی برای انتقال منافع و اعتراضات مردم به مرکز وجود ندارد، مگر از مسیر روابط شخصی و موقتی.
این وضعیت، مطالبه را از «حق» به «درخواست» تبدیل میکند؛ هر بار با تغییر دولت، باید از نو التماس کرد تا وعدهای تکرار شود. در چنین شرایطی حتی اگر پزشکیان نیت اصلاح داشته باشد، سازوکار موجود اجازهی تحقق هیچ اصلاحی را نمیدهد.
۳. تمرکز قدرت و استانداران بیاختیار
▪️در ساختار فعلی، استانها نقش دفتری اداری دارند نه واحد سیاسی. استاندار عملاً مأمور اجرایی دولت مرکزی است، نه نماینده مردم استان. هر تصمیمی از انتصاب مدیرکل تا بودجهریزی، باید از مرکز تأیید شود. این یعنی حتی اگر استاندار بخواهد مسئلهای را بومی حل کند، ابزار قانونی و اختیاری برایش وجود ندارد.
در چنین شرایطی، حرف از «توسعه منطقهای» پوچ است. توسعه یعنی قدرت تصمیمگیری محلی؛ بدون آن، تمام وعدههای اقتصادی به پوستهای تبلیغاتی تبدیل میشود. اگر قرار است سفر رئیسجمهور معنایی داشته باشد، باید در بازتعریف قدرت استانها و حق تصمیمگیری آنان دیده شود نه در افتتاح چند پروژه نیمهتمام!
۴. دوگانگی دولت در نگاه به کردستان: امنیت یا توسعه؟
▪️دولت در حرف از توسعه کردستان میگوید، اما در عمل، استان را همچنان از دریچهی امنیتی میبیند. هر تصمیم، هر طرح، و حتی هر چهرهی محلی، ابتدا با متر امنیت سنجیده میشود نه با معیار کارآمدی یا محبوبیت. در چنین فضایی، توسعه فقط تا جایی مجاز است که نظم امنیتی را تهدید نکند. نتیجه این میشود که مدیران محلی نه با معیار توانایی، بلکه با میزان «قابل اعتماد بودن برای مرکز» انتخاب میشوند.
▪️این دوگانگی باعث شده کردستان همواره در حالت تعلیق باشد: نه منطقهای آزاد برای رشد سیاسی و اجتماعی، و نه آنقدر بیاهمیت که دولت رهایش کند. در واقع، دولت میخواهد کردستان را توسعه دهد بدون آنکه به آن قدرت بدهد، و این تناقض است. توسعه بدون اختیار فقط به ظاهرِ تغییر منجر میشود نه به تحول واقعی.
▪️در پایان باید گفت؛ سفر رئیسجمهور به کردستان اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید از حالت بازدید تبلیغاتی خارج شود، در واقع تا زمانی که مطالبات از پایین به بالا شکل نگیرد، کردستان نمایندگان حزبی و سیاسی مستقل نداشته باشد، استانها اختیار واقعی در تصمیمگیری نداشته باشند، سیاست امنیتی جای خود را به سیاست مشارکتی ندهد،
هر سفر رئیسجمهوری به کردستان فقط تکرار همان نمایش قدیمی است: مطالبهای فرمایشی، وعدهای موقتی، و سکوتی که به نام رضایت جا زده میشود . . !
- نقدی بر بیستمین دورهی جشنواره تئاتر کوردی سقز - آذر ۲۴, ۱۴۰۴
- توهم فهم؛ تهدید جدی هوش مصنوعی در مواجه با پرسشگری بشر - آذر ۱, ۱۴۰۴
- زیویه، ثبت جهانیِ یک زخم کهنه - آبان ۲۵, ۱۴۰۴