کسابت و امرار معاش در سقز در جغرافیای تقسیم ثروت در مختصات فلاکت قرار گرفته و به قول معروف، نان درآوردن، دست در دهان شیر کردن است، هرچند شیر بیچارهای که باید دست در دهانش می کردی تا لقمهای نان در میآوردی اکنون از گرسنگی به کوردستان عراق رفته و آنجا مشغول کارگریست.
بیشتر بخوانید »مافیای شهر . . .
به پشت دستش نگاهی کرد و بی اختیار انگشتش را روی جای زخمش می کشید، زخمی که سمانه در آخرین لحظههای تلاشش برای زنده ماندن روی دست دکتر شکوفه با ناخنهایش چنگ زده بود، "دکتر خورشیدی" تنها کسی بود که متوجه شده بود جای این زخم، جای چنگهای ناخن است.
بیشتر بخوانید »آلودگی صوتی
گاهی به سختی دلم میگیرد از این بازار آشفتهی هنر که هردچه بر او ایام میگذرد گویی از بار محتوایی آن کاسته میشود اشعار دیگران غوغا و شورانگیزی رادر پیراهن خود ندارد و جیب های واژه هایش تهی از احساس و عاطفه است و این دردی است که میانه جانم را می آزارد، دمی میخواهم بر ماشین زمان نشسته و در رویای خویش به چند دهه عقب تر روم به روزگاری که عشق سنگ بنای هر هنر و کاری بود روزگاری که حنجره ها بوی پول نداشته و هر آنچه برون می تراوید عشق بود و ماندگاری روزگاری که بزرگان در کوچه های بیدلی قدم زده و پای دیواری خوانان آن روزگار از مروت و مردانگی از گذشت و صبوری روایت میکردنند ما را چه شد که اینک اینچنین در کلاف بی مهری دست و پا بسته ره گم کرده ایم چرا این ایام سروده ها و اواز ها رگ خوبیهایمان را نمی لرزاند چرا شاعران قافیه هایشان بوی نا گرفته واز در و دیوار سروده هایشان مصیبت آوار میشود چرا حنجره ها چون عصای موسی اعجاز در احساس ندارند و چرا چونان باد می آیند و چونان باد نیز در خاکستر نسیان مدفون میشوند دراین عصر که چند دهک از نبود بزرگان موسیقی میگذرد گویی عشق و نوا را با خود به دیار ابدیت برده اند.
بیشتر بخوانید »تغییر و اصلاح، وعده سر خرمن
اوضاع این روزهای کشور بیشباهت به روزهای ملتهب و پر از بیم و امید ایام انتخابات سالهای گذشته نیست، سال ١٤٠٠ هم از پر دغدغهترین و شکننده ترین سالها و روزهای تاریخ میباشد که مشابه این روزها را در هیچ کتابی نمیتوان یافت؛ گویی هر هشت سال در چنین ایامی در یک وعدهگاه همیشگی، سیاست و جامعه ایرانی همدیگر را ملاقات میکنند؛ مردمی خسته، شاکی، نا امید ولی چشم به راه تغییر با حس و حالی شبیه احساس ناشناخته «تحول» در لحظات سال تحویل و نجوای «حول حالنا الی احسن الحال»، بلکه شاید از این ستون به آن ستون فرجی باشد! به روال مألوف در این ایام، در رسانههای رسمی چنین روایت میشود که کشور همچنان در مقطع حساس کنونی قرار داشته و حضور حماسی مردم پای صندوقهای رأی، تضمینی برای امنیت و ثبات کشور و رأی اعتماد مجدد مردم به نظام است، بنابراین بار دیگر گفتمان، امتحان پسداده، امید به تغییر، با سناریویی جدید و موضوعی متناسب با ذائقه و مسئله روز مردم طرح میشود.
بیشتر بخوانید »خسارت روزانه ۵۰۰۰ میلیاردی اصناف از محدودیتهای کرونایی
هیئت مدیره اتاق اصناف سقز هم قرار است در خصوص لطماتی که در طی دوران کرونا به اصناف سقز وارد شده، آمار دقیقی را تحویل رسانه بدهد.
بیشتر بخوانید »مناسبت ها بهانه است، دلتنگی ها را کجا خالی کنیم
شب یلدا شاید بهانه کوچکی باشد برای دور شدن، فاصله گرفتن و فراموش کردن ترس های روزانه، دغدغه های شبانه، نگرانی های ساعتی و دلهره هایی که هر لحظه ما را منتظر اتفاق تازه ای می کند.
بیشترین سهم این آشفتگی های درونی و پیکار با دیو درونِ ذهنِ بدون افسار، فرزندانمان هستند که تمامی زوایای زندگی را برایمان پر کرده اند و با جرات آغوشی مطمئنتر از خانه را برایشان نمی بینیم.
در جدال ذهن امیدوارمان با افکاری که مدام تصاویر رنج آور را جلوی چشم می آورند و فیلم های نخواستن ها را روی پرده ذهن نمایش می دهند، باید مدام به فکر گول زدن ذهن باشیم تا بلکم برای دقایقی مسیر افکار را منحرف کنیم.
صدای این دُهُل صدای خیر خواهی نیست . .
ئاوات از ئازاد پرسید شنیدهای "شرف الدین" در حال جمع کردن خیرات برای کسانی است که در حادثه "کوران" چشمهایشان را از دست داده اند؟!
بیشتر بخوانید »خانه اگر امن بود، صدای مدیر نمی لرزید.
به لطف کوید همایش ها و جلسات و شوآفها به حداقل رسیده و آقای مدیر جایی برای عرض اندام ندارد جایی که مثل همیشه بتواند نسخه ای یک ساعته را برای کل شهر بپیچد و با چند عکس و چند تیتر درشت سر و ته قضیه را هم بیاورد اما همیشه راهی برای نشان دادن #خلوص_پوشالی وجود دارد، مثلا رسانه، البته رسانه ای که بتوان به راحتی با چند جمله آن را تهدید کرد و ضمام کلمات حک شده روی صفحه آن را به دست گرفت.
بیشتر بخوانید »