بازیابی حقایق و بازآفرینی دوباره زندگی خود
بازیابی حقایق و بازآفرینی دوباره زندگی خود

بازیابی حقایق و بازآفرینی دوباره زندگی خود

شخصی رادر نظر بگیرید که درجزیره ای به دنیا آمده که مردم آن جزیره همگی یک چشم دروسط پیشانی دارند و درآن هیچگونه دسترسی به وسایل ارتباط جمعی وجودندارد و درضمن شخص مذکور تا به حال نتوانسته از آن جزیره خارج شود و ملاقاتی با انسان های خارج ازجزیره داشته باشد

حال اگرازاین شخص بپرسند موجود دوپایی به نام انسان چندچشم داردچه جواب خواهدداد؟ به احتمال قریب به یقین خواهدگفت: یک چشم.حال اگرازشخص دیگری که تا به حال به آن جزیره نرفته و چیزی هم درموردآدم های یک چشم نشنیده بپرسند انسان چندچشم داردچه جواب خواهدداد؟جواب اوبرخلاف نفراول «دوچشم »خواهدبود

به نظرشماگفته کدامیک ازاین دونفرحقبقت دارد؟هردونفرحقیقت شرایط وموقعیتی را که درآن زندگی می کنند را بیان می کنند و نسبی بودن حقیقت یعنی همین

هرحقبقتی در ذهن هرانسانی فقط در شرایط وموقعیت هایی که برای آن شخص قابل تصوراست حقیقت است وتمام شرایط موجود درعالم برای هیچکسی قابل تصورنیست زیرا قدرت تصورانسان محدود است و شرایط و موقعیت های موجود در عالم نامحدود

نفراول بامشاهده تک تک انسان هایی که دراطرافش زندگی می کنند و تعمیم مشاهده خودبه تمام انسان هانتیجه گیری می کند«انسان هایک چشم دارند»یعنی ازجزءبه کل می رود(استقراء).بزرگی دنیای نفراول به اندازه جزیره ای است که درآن زندگی می کند و دراین دنیای کوچک کل انسا نهای عالم برابراست بامجموع مردم ساکن درجزیره

بزرگی دنیای نفردوم به اندازه کره زمین است منهای جزیره مذکور و در دنیای اوکل انسان هابرابرند با همه ساکنان کره زمین منهای ساکنان آن جزیره

حال یک کودک انسان رادرنظربگیرید.دنیای یک کودک بسیارمحدودوکوچک است.کل آدم های مهم دنیاپدر و مادر وخویشان نزدیک و یا جانشینان آنهاهستند ودایره بسته خانواده وبستگان نزدیک برای اوبه مانندجزیره ای است که قبلا ذکرکردیم
دیده هاوشنیده های خودرادرمحیط خانواده ونزدیکان را به کل عالم تعمیم می دهد

برای مثال اگردختربچه ای درخانواده ای زندگی کندکه به پسرهابیشتراهمیت دهند و خواسته های آنان درارجحیت باشدنتیجه خواهدگرفت که«زنها به اندازه مردهامهم نیستندوخواسته هایشان نیزبه اندازه خواسته های مردهااهمیت ندارد وبرآورده نخواهدشد»واین موضوع به عنوان یک حقیقت محض درذهن اونقش خواهدبست ویک احساس حقارت نسبت به مردها در وجود او شکل خواهدگرفت

زمانی که یک نتیجه گیری ازچندمشاهده محدود به عنوان یک حقیقت مطلق وغیرقابل تجدیدنظردرذهن یک انسان جای بگیردپدیده همجوشی(fusion) رخ خواهدداد واین نتیجه گیری جزئی از وجودآن شخص خواهدشد

هرچه دختربچه موردمثال مابیشتر رشدمی کندوبزرگترمی شوددامنه روابط اجتماعی اش گسترده تر می شود وازمحدوده افرادخانواده ونزدیکان فراترمی رود ولی به علت همجوشی باباورهای دوران کودکی اش تمام شواهدموجوددردنیای امروزدال بربرابری حقوق زن و مرد را نادیده خواهدگرفته ویامهم قلمدادنخواهدکرد و درعمق وجودخودباورخواهدداشت که «زنها به اندازه مردها مهم نیستند»حتی اگردرگفتارورفتارخلاف آن راوانمودکندمگرآنکه براثریافتن آگاهی عمیق ویاعوامل دیگرهمجوشی باباورهای دوران کودکی اش شکسته شود(defusion)

حرکت به سوی کمال وتعالی یعنی عمق بخشیدن به این دیدگاه که نتایج حاصل ازمشاهدات مان فقط درشرایط وموقعیت های خاصی معتبرند،آن شرایط رادریابیم وبدانیم با ورودبه شرایط وموقعیت های جدیدو وسعت یافتن دنیایمان قواعدبازی عوض می شود و حقایق جدیدی متناسب بادنیای بزرگ تری که به آن ورودکرده ایم جایگزین حقایق قبلی خواهندشد

دردنیای علم ودانش تمام اصول به عنوان تئوری(قابل تجدیدنظر)مطرح می شوندوهیچ اصل مطلق وغیرقابل تجدیدنظری وجودنداردودانشمندان
همیشه آمادگی قبول نظریات جدیدتروعمیق تررادارند

باعمق یافتن هرچه بیشترچنین دیدگاهی(نگاه نسبی به حقایق) کمترباافکارواحساسات ورفتارهاهمجوشی خواهیم داشت وهمجوشی های گذشته نیزبه مرورزمان بیشتر تضعیف خواهندشدوآگاهی هایمان بیشترقلمروناخودآگاهمان راتسخیرخواهندکرد.این دیدگاه حتی زندگی روزمره مارانیزمتحول خواهدکرد

اززندان باورهای دوران کودکی آزادخواهیم شدوانعطاف فوق العاده ای درمواجهه بامشکلات زندگی پیداخواهیم کردوخواهیم توانست زندگی خود را باطرحی نودوباره بیافرینیم.

همچنین ببینید

امتحانات نهایی به وقت التهاب . . !

امتحانات نهایی به وقت التهاب . . !

امتحانات نهایی به وقت التهاب . . ! حیدر بایزیدی؛ فرهنگی شاغل در آموزش و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *