Nishtmanmedia_m.shaikhy

تصاویر ویدیوی مستهجن این روزهای شهر ؛ محصول نبود زیرساختهای تربیت جنسی

تصاویر ویدیوی مستهجن این روزهای شهر

جغرافیای این اتفاق؛ شهرستان سقز

🔴 توجه 🔴
جهت حفظ حقوق شهروندی شخصیت های تحلیل این نویسه و خانواده بزرگوار ایشان، از اسامی مستعار استفاده می شود.
امید است چنین نوشته هایی تلنگری بر پیکر اجتماع امروز شهری بالاخص شهر سقز باشد که زادگاه متفکران و نخبه گان بزرگی بوده و هست.

سناریوی “مرلین” نوجوان پانزده ساله که این روز ها به نُقل محافل خصوصی تبدیل شده، داستان رابطه ای غیره متعارف است که در آن پسری پانزده ساله با زنی بیست و چند ساله ایفا کننده گان نقش اصلی داستانی تلخ اما واقعی هستند.

داستان از رابطه ای نامشروع و غیره متعارف حکایت دارد که با عرف و ارزش های اخلاقی همخوانی نداشته و در نگاهی سنتی اتفاقا شکننده تمامی زوایای یک ساختار ارزشی ست و ذهن مخاطب را آنچنان درگیر معادلات خود می کند که انگار ماجرا در نقطه ای دیگر در کره زمین به جز این شهر اتفاق افتاده و مخاطب حاضر به رویارویی با واقعیت رخ داده در چند قدمی خود نیست.

اصل قضیه و شکل گیری داستان با تمام زوایای مخفی این رابطه با اتمام آن بعد از انتشار ویدیویی مستهجن، نشان از تضادی اخلاقی با شرع و عرف و قانون است که می توان آن را از بروز رفتاری که بیانگر نوعی “اختلال روان جنسی” که شاخه ای از (B,D,S,M ) است از جانب نقش های اصلی آن یافت.
اما نقش ما به عنوان زنجیرای از افراد یک اجتماع با رابطه هایی غیره مستقیم با “مرلین پانزده ساله و خانم سورن بیست و چند ساله و نوجوان فیلم بردار” که او هم، سنی پانزده ساله دارد در کجای داستان قرار می گیرد؟تصاویر ویدیوی مستهجن این روزهای شهر

“مرلین” برخواسته از لایه های پنهان اجتماعی ست که در آن نوجوان در فرایندی تعریف نشده در حال شکل گیری شخصت جنسی در آموزشی فردی و زیر زمینی ست که مشغول پر کردن جای خالی نهادهای تعلیم و تربیتی که ابتدا خانواده و بعد مدرسه و بعدا اجتماع هستند است که رویکردی شفاف در قالبی آموزشی و پرورشی با روند شکل گیری شخصیت جنسی و غریزی کودک و نوجوان ندارند و از آن به عنوان “نقطه شرمگاهی” برای این طیف در حال رشد نام می برند.
شخص کودک و نوجوان این روزها به واسطه انجام تکالیف روزانه باید مستقیما با ابزار رسانه “تلفن همراه” سر و کار داشته باشد و دامنه فضای مجازی را آزادانه و به تنهایی پایش کند و آنقدر از آزادی عمل بر خوردار است که خودِ ابزار را به عنوان پیش نیاز آموزشی مورد استفاده قرار داده و آنچه را که به عنوان آموزش قبل از استفاده از ابزار می بایست به کار ببرد، در خود ابزار با روش های انتخابی و تشخیصی خود که مستقیما ورود به نیازهای طبیعی خاص اقتضای سنی اوست، جستجو می کند.

تصاویر ویدیوی مستهجن این روزهای شهر ؛ محصول نبود زیرساختهای تربیت جنسی

“مرلین” نمادی از تولید و محصول یک فرایند خطرناک از یک نامنظمی آموزشی ست که در زنگ خطری برای باز تولید “مرلین های” دیگر قرار دارد.
“سورن” نماد زنهایی از لایه های پنهان اجتماعی است که دوران کودکی و نوجوانی ارتباط با یک معشوقه با خصوصیات “مرلین” را در قرنیزهای زمان جا گذاشته و آن را در سنی بازیافت می کند که دیگر دیر شده و نمی داند با چه تعریفی غیر از ایجاد یک رابطه غیره اخلاقی میوه ممنوعه را با “مرلین” بخورد.

“دوست پسر مرلین”، نماد رفیقان با مرام همیشه پایه است او حاضر شد به خاطر رفیقش تمام خطرها حتی حضور در رابطه دوست صمیمی خود با زنی متاهل را همراهی کند و توصیه ها و دلهره های والدین در انتخاب دوستان و همراهی با آنها را به گذاشتن مرامی دوستانه غافل از خطرات پیش رو مبادله کند و زدن تنی به رودخانه پر تلاطم دنیای روابط خصوصی بزرگان برای او هم فال است و هم تماشا و گذر از این رودخانه، مُهر تاییدی بر سر و گردنی بالاتر از همسن و سالانش است.

تصاویر ویدیوی مستهجن این روزهای شهر

اما آیا “مرلین” حق برگشتن به زندگی دوباره در اجتماعی که فیلم نامشروع او را دست به دست چرخانده دارد؟

آیا “سورن” می تواند به روزهای زنانه و زندگی متاهلی در اجتماعی که تصویر او را مشاهده کرده برگردد؟

“دوست پسر مرلین” به کدام چهره اجتماع تبدیل خواهد شد؟

و مهمترین سوئال اینکه، خانواده بی چاره سه شخصیت اصلی داستان، آیا حق زندگی آرام، بدون نگاه های تحقیر آمیز و علامت خورده با تمامیت حقوق یک شهروند آزاد را خواهند داشت؟
یا باید منتظر رفتارها و شنیدن دیالوگ هایی از سمت اجتماعی باشند که می توانند “قدری کوچک” حال این روزهای آنها را درک کنند و به حرمت انسانیت در رفتار و تعاملاتشان با آنها تغییری نشان ندهند و این موضوع را سهمی از مشکلات خود و اجتماع پیرامونشان که آن را به دست فراموشی سپرده اند، ببینند.

زادگاه تفکر فردی و اجتماعی که نهاد آموزش و پرورش ماست در کجای نقش آفرینی کاراکترهای این داستان جای دارد؟
آیا در روزهایی که ابزار رسیدن به تصاویر مستهجن و دسترسی به شبکه های پورن در جیب دانش آموز ما قرار دارد، پکیجی آموزشی برای رفتار مناسب جنسی و نحوه عملکردهای نوجوان ما با ارضای غریزه خدادادی خالی از شرم، مورد آموزش، آزمایش و ارزیابی قرار می گیرد؟ یا همچنان موانع سر راه این حوزه، کنجکاوی و شیطنت های نوجوان را به سمت این دست اتفاقات در لایه های پنهان روز سوق می دهد.

جایگاه روشن فکر اجتماعی، روانشناسان و فعالین این حوزه، اقشار مدنی و جامعه شناسان و مدرسانی که رسالت قلم و آموزش در دستان آنهاست و چنین موضوع هایی که باید به عنوان تیترهای “قلم شب” در مسئولیت مدنی و اجتماعی آنها قرار بگیرد در پیشگیری از وقوع چنین اتفاقاتی کجاست؟
مگر نباید موضوع هایی با چنین آسیب های جبران ناپذیری در دستور کار و رسالت مدنی آنها در قبال صفحه خام کودک و نوجوان اجتماعی که به او عنوان “استاد” را لقب داده اند، قرار می گرفت؟

من و ما که ویدیوی این رابطه را در تلفن همراه خود در فایل مخفی ذخیره کرده ایم و در خلوت یا در محفل های دوستانه به بازنگری و تفسیر و تقبیح موضوع می پردازیم چرا این مسئله را زنگ خطری برای کودک و نوجوان اطرافمان نمی بینیم و بجای بازبینی های روزانه این ودیو و استفاده از اسم “مرلین” در متلکهای کف خیابان های شهر با دوستانمان ، فکری به حال فکر ناخوش احوال شهری که در آن زندگی می کنیم نمی کنیم و با حذف این موضوع در تلفن های همراهمان و افکار و الفاظ روزانه مان کمکی به بهتر شدن روان و تنفس خود و همشهریانمان نمی کنیم؟

چنین رخدادهایی خبر از اتفاقاتی تلخ در لایه های زیر پوست شهر در لابلای دیوارهای پنهان خانه های آن دارد که بدون کوچکترین سر و صدا و پروپاگاندا به واسطه نبود سند و تصویر و یا شرم ها، حیا ها، ترس ها و فقر ها و هزاران “های” دیگر به بایگانی “سکوت” سپره می شوند در حالی که خاکسترهای این سکوت می تواند بنیان های شخصیتی نوجوانان و خانواده های آنها را در همین چند قدمی اطرافمان به آتش بکشد.

منصور شیخی

همچنین ببینید

از ماست که برماست . .

از ماست که برماست . .

از ماست که برماست . . موضوع کالابرگ ۲۲۰ هزار تومانی در حساب یارانه ریزان …

2 نظر

  1. عالی بود،
    🌹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *