🔴 خشک شدن دریاچه ارومیه؛
بحران زیستمحیطی با پیامدهای منطقهای
(بخش دوم)
✍️اسماعیل صادقی
🔻دریاچه ارومیه، ریزگردهای نمکی و نقش آگاهی جمعی در مهار بحران
🔹برای پیشگیری از گسترش آسیبهای بحران دریاچه ارومیه، اصلاح مدیریت منابع آب در کل حوضهی آبریز ضروری است. توقف کشتهای پرمصرف، ارتقای بهرهوری کشاورزی، و رعایت کامل حقابه زیستمحیطی برای ورود آب به دریاچه از اقدامات اساسی به شمار میرود. همزمان باید گونههای مقاوم به شوری و خشکی در حاشیه دریاچه کاشته شود تا مانند دیوار طبیعی جلوی برخاستن گردوغبار را بگیرد،. تکیه بر دادههای علمی، پایش ماهوارهای و مدلهای پیشبینی اقلیم، پشتوانه این مسیر است.
🔹اما این بحران تنها بعد طبیعی ندارد. تبعات انسانی آن گسترده است: افزایش بیماریهای قلبی و تنفسی، افت بازدهی کشاورزی و مهاجرت اجباری روستاییان. بنابراین تقویت ظرفیتهای درمانی در شهرهایی مانند سقز و آموزش عمومی درباره مراقبت در روزهای آلوده باید جزو اولویتها باشد. ایجاد سامانههای هشدار سریع میتواند به تابآوری جوامع محلی کمک جدی کند.
🔹در کنار همه اینها، جامعه مدنی جایگاهی ویژه دارد. تجربه نشان داده بدون همراهی نهادهای مردمی، حتی بهترین سیاستهای دولتی تأثیر کافی نخواهند داشت. سازمانهای مردمنهاد و تشکلهای محیطزیستی میتوانند پلی میان مردم، دولت و جامعه علمی باشند؛ هم در زمینهی مطالبهگری و فشار اجتماعی برای اصلاح سیاستها، هم در اقدامات میدانی مثل احیای پوشش گیاهی. تجربه زلزله کرمانشاه ثابت کرد که جامعه مدنی غرب کشور توانایی تبدیل شدن به یک شبکه کارآمد امدادی و بازسازی را دارد، و اگر دولت به جای محدودسازی، از این ظرفیت پشتیبانی کند، نتیجه دوچندان خواهد بود.
🔹در جهان نیز نمونههای امیدبخش وجود دارد. دریاچه آرال در آسیای میانه، با اختصاص دوباره حقابه، نشانههایی از احیا را در بخش شمالی تجربه کرد. تالابهای کلرادو در آمریکا و برخی بخشهای تالاب هامون در ایران نشان میدهند که بازگرداندن حیات even اگر دشوار و پرهزینه باشد با علم، اراده سیاسی و مشارکت مردم ممکن است.
🔹با این حال، حلقه مغفول اغلب برنامهها تاکنون، آگاهی عمومی بوده است. اگر جامعه ندانَد خشک شدن دریاچه چگونه سلامت و اقتصاد روزمرهاش را تهدید میکند، هیچ تغییر پایداری شکل نخواهد گرفت. مدارس، دانشگاهها، انجمنهای محلی و رسانهها باید مسئولیت اصلی را در آموزش و تقویت احساس مسئولیت جمعی بر عهده بگیرند. همانطور که در بحران زلزله، حضور آگاهانه مردم نتایج ملموسی آفرید، این بار نیز میتواند سد محکمی در برابر تهدیدی خاموش اما پایدار باشد.
🔹بحران ارومیه، مرز جغرافیایی نمیشناسد. آینده سقز، کردستان و سراسر شمالغرب ایران وابسته به سرنوشت این دریاچه است. راه برونرفت تنها در همگرایی سه ضلع «دانش، سیاست و جامعه مدنی» است. اگر امروز این پیوند را تقویت کنیم، فردا هنوز روزنه امیدی برای بازگشت آب و زندگی به ارومیه و منطقه باقی خواهد بود.
- نقدی بر بیستمین دورهی جشنواره تئاتر کوردی سقز - آذر ۲۴, ۱۴۰۴
- توهم فهم؛ تهدید جدی هوش مصنوعی در مواجه با پرسشگری بشر - آذر ۱, ۱۴۰۴
- زیویه، ثبت جهانیِ یک زخم کهنه - آبان ۲۵, ۱۴۰۴