خودسانسوری یا عدم شناخت از حقوق شهروندی
خودسانسوری یا عدم شناخت از حقوق شهروندی

خودسانسوری یا عدم شناخت از حقوق شهروندی

خودسانسوری یا عدم شناخت از حقوق شهروندی

به آقای شمایلی گفتم؛ شما که این همه بر مسایل اجتماعی و حقوق شهروندی واقفید و تسلط خوبی روی موضوع ها و مسایل روز دارید، چرا نمی نویسید، چرا درد دل مردم را به زبان نمی آورید.
می گوید؛ ای بابا من حقوق بگیرم و نان زن و بچه هایم را با حقوق کارمندی در می آورم، خودت که می دانی تا بخواهیم لام و کامی بگوییم، ت و ش را به هم می دوزند و می گویند تشویشگر اذهان عمومی هستی، مگر نمی بینی هر روز یک مسئول یک رسانه یا نویسنده یا فعال اجتماعی را به دادگاه می کشد.
گفتم؛ دادگاه و قاضی از من و شما بهتر می دانند آقای مسئول چوب چی را به سینه می زند.

شاید این نوع از نگاه کردن به مسئولیت فردی نسبت به اتفاقات روزانه در بیشتر مردم حتی کسانی که به قول معروف حقوق بگیر هم نیستند وجود دارد و با چنین تفکری چشم هایشان را بر روی مسایل پیرامون خود می بندند و روز را به شب می دوزند مگر اینکه در جایی، فرصتی، تاکسی ای، مغازه ای یا در شب نشینی هایشان زبان به گله بر دغدغه ها و مشکلات بگشایند.

نهادینه شدن تفکر “به من چه” و عواقب آن

به محض ورود فرد به اجتماع و زندگی اجتماعی، حقوقی برای او تعریف می شود که به آن حقوق شهروندی می گویند. این حقوق شامل تمامی خدمات و مالکیت بر اموالی ست که به صورت مساوی برای تمامی افراد یک اجتماع تعریف شده و کسانی به عنوان مسئول بر توزیع و کمیت کیفیت این اموال و خدمات، نظارت دارند و در قبال این نظارت از همین اموال برای ایشان دستمزدی تعریف می شود یعنی در معادله ای ساده مردم و مسئولین هردو شهروند یک اجتماع هستند با این تفاوت که مسئول خدمتگذار شهروند بوده و مردم به پاس این خدمتگذاری از اموال عمومی به ایشان پاداش می دهند. خودسانسوری یا عدم شناخت از حقوق شهروندی

برای ورود فرد به عرصه دریافت حقوق شهروندی، شخص باید خود را عضوی از کلیت یک اجتماع دانسته و در مقابل حقوق برابر دیگر افراد مسئولیت خود را ادا کند یعنی بر حقوق مدنی ای که قانونگذار برای او تعریف کرده آگاهی کامل داشته باشد تا خود و دیگر افراد اجتماع را در قالب یک شهروند با حقوق مساوی ببیند.
در چنین اجتماعی که صرفا آرمانی و رویایی نیست همه چیز سر جای خود قرار می گیرد مگر شخص ناظر یا مجری که همان مسئول می باشد با تعدادی از شهروندان وارد روابطی تعریف نشده بشود و برای برداشت سهمی اضافه از اموال مشترک عمومی حلقه ای را دور منابع یا بیت المال تشکیل دهد و پس از مدتی خود و افراد داخل حلقه را مالکان اصلی اموال بداند.
نکته بسیار مهم در این اتفاق اینجاست که شهروندان از حقوق خود آگاهی ندارند و این بهترین فرصت برای ایجاد حلقه رانت و رشوه و مافیا و لابی های زیر زمینی ست و این نا آگاهی شهروند آنچنان شخص مسئول و حلقه فساد را به وقاحت می رساند که شروع به سمپاشی اجتماع نموده و با جسارت، رسانه و فعال اجتماعی و قلم به دستان را علنا پشت تریبون ها تهدید می کند و به صورت غیره مستقیم می گوید هر کس به حلقه ( اخوت فساد ) نزدیک شود دچار تنبیه های مسئولیتی من می شود و برای ترساندن اذهان عمومی و فکر رسانه ای لباس تزویر و ریا به تن می کند و با مسئولین والا مقام عکس عافیتی می گیرد و به خورد رسانه وابسته می دهد غافل از اینکه به جز لباس ریا لباس های تن آقای مسئول و اعضای حلقه امن فساد ایشان عاریتی ست و در خاستگاه عمومی، شهروندان جسور این لباس را از تن ایشان در خواهند آورد.

برای رسوا کردن و پاره کردن حلقه های زنجیر فساد که تمامی فرصت های برابر را از مردم گرفته و در مالکیت خود و خانواده و اطرافیان و چاکران دست به سینه خود قرار داده اند شرط اول قدم این است که حقوق مدنی و شهروندی خود را جستجو کنیم و با تمام وجود آنرا مطالبه کنیم.
مطالبه نیاز به دعا نویس و شیخ و شیوخ ندارد خداوند مسبب الاسباب زمینه آگاهی را در دستان ما قرار داده و با کنکاشی ساده و مطالعاتی جزئی می توانیم آگاهی را از همین تلفن همراه که مدام در دسترس ماست به خود و شهروندانمان هدیه کنیم.

مراقب باشیم هیچ فساد سیستماتیک و اداری و مافیایی رخ نخواهد داد مگر ما بسترساز آن باشیم.

منصور شیخی

همچنین ببینید

مدیریت اداره‌ی راه و شهرسازی سقز، کماکان لنگ می‌زند

مدیریت اداره‌ی راه و شهرسازی سقز، کماکان لنگ می‌زند

مدیریت اداره‌ی راه و شهرسازی سقز، کماکان لنگ می‌زند . . . بهنام نیک سرشت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *