نقش پژوهشهای علمی در توسعه کردستان
سید هاشم هدایتی
دانش آموختە مدیریت استراتژیک
- توسعه را هر چه معنا کنیم؛ پیشرفت، رشد، مدرن شدن، رفاه یا هر چیز دیگر، میتوانیم بگوییم حال توسعهی کردستان خوب نیست؛ نه وضع درآمد و رفاه و اشتغالمان خوب است، نه از حال و وضع روحی و اعتماد بهنفس راضی هستیم و نه آزادی و دربند نبودنمان چنگی به دل میزند. چگونه متوجه این حال و وضع میشویم؟ با مقایسهی خودمان با دیگران، همسایهها و آن جوامعی که مسیر توسعه را دربرگرفتهاند. راه دور نرویم، خودمان که میدانیم حالمان خوب نیست و بدتر اینکه گویا هیچ نشانهای هم از ارادهی متولیان امور برای امید بخشیدن بە اصلاح درجهت بهبود، بهچشم نمیخورد. فرض کنید کردستان مریض است و ناخوشی توسعهنایافتگی دارد، چاره چیست؟ باید به پزشک مراجعه کنیم. پزشک هم اگر حاذق باشد، معاینهای میکند و دستور آزمایش و عکس و سیتیاسکن و امآرآی و هر کاری که به تشخیص درست او کمک کند. سرانجام پی میبرد دردمان چیست! نسخهای مینویسد و طرحی میریزد برای مداوای درد. اگر مردم ونهادهای مردمی همکاری جدی داشتە باشند، بهتناسب سختی و میزان مزمن بودن درد مدتی طول میکشد؛ شاید هم عمل و جراحی و اقدامات دیگر. خوب! کردستان به مرض توسعهنایافتگی دچار است. سالها و دههها است. این را همه میدانیم؛ هم کُردها، هم مدیران و سیاستگذاران محلی و هم مدیران ارشد حکومتی! دور نمیروم. زمان جنگ را هم نادیده میگیرم. از سال ۱۳۶۸ تا کنون، بیش از ۳۰ سال گذشته است؛ شش برنامه توسعە اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی ملی (پنجساله) هم طراحی و به مورد اجرا گذاشته شده است. پس چرا هیچ بهبودی حاصل نمیشود؟ گیر کار کجا است؟نقش پژوهشهای علمی در توسعه کردستان
۲ٚ. بررسی اینکه علت و یا علتهای تداوم این ناخوشی چیست، وظیفهی همهی ما است؛ زیرا مادام کنکاش نکنیم و کسب اطلاعات نکنیم و از علل پیدایش این ناخوشی مطلع نشویم و راههای بهبود را پیدا نکنیم، تداوم این وضعیت حتمی است. گرچه تلاش برای شناخت علل پیدایش مرض توسعهنایافتگی جزو وظایف ذاتی نهادها و سازمان های وابستە بە سیستمی است که به نمایندگی از ملت بر گُردهی حکومت نشستەاند و خود را سکاندار سلامتی مردمان کشور می شمارند، اما بر ما ناخوشاحوالان نیز فرض است که با داد و فریاد و نشان دادن محلهای درد، پزشکان خود را متوجه درد و محل درد بکنیم. نگارش سلسله یادداشتها و کتبی که حقیر در دو دههی اخیر پیرامون توسعهی کردستان منتشر کردەام، حکم همین داد و هوار مریض ناخوش احوال کردستان را دارد. باید بگوئیم و بنویسیم؛ آنقدر بگوئیم تا متولیان خوابیده در گوش گاو، بهخود آیند و پزشکان حاذقشان را به سراغمان بفرستند. - به تأسی از تمثیلی که در بالا بیان کردم، پژوهش علمی، تحقیق و مطالعهی کارشناسانه و منظم در چهارچوب روشهای تجربهشدهی بشری را اولین گام در مسیر توسعهی کردستان میدانم. بدون پژوهش، بهمعنای مطالعهی منظم و سیستماتیک واقعیتها و ریشهیابی علل تداوم توسعهنایافتگی کردستان، شاخصهای توسعه در منطقه، همچنان در مقایسه با مناطق پیشرفته تنزل خواهند کرد. طراحی و برنامهریزی توسعه، بدون اتکای به مطالعات علمی به نسخهپیچی برای مریضی میماند که پزشک ندیده و نشنیده و معاینه نکرده، برای وی نسخه بنویسد. سلیقه گرایی وتصمیم گیری های شخصی و بە دور از مطالعە علمی یکی از آفتهای پشت گوشانداختن پژوهشهای علمی و کارشناسی است.نقش پژوهشهای علمی در توسعه کردستان
- تردیدی نیست پژوهش کاربردی و مطالعاتی که آچار بهدست، در پی شناخت واقعیتهای موجود برآمده و با شناخت نیازها از یکسو و ظرفیتهای موجود از سوی دیگر، راههای جبران عقب ماندگیها را ارائه میکنند، جزو وظایف اصلی حکومت است، اما نهادهای مدنی، احزاب و انجمنهای تخصصی غیر دولتی و نهادهای عمومی وابسته به شوراهای محلی از یکسو و اساتید دانشگاە و دانشجویان دورههای تکمیلی دانشگاهی از سوی دیگر نیز وظیفه دارند در این امر مهم بکوشند و نتیجهی مطالعات خود را در اختیار متولیان امر توسعه قرار دهند تا آنان بتوانند با شناخت بهتر، مسیر توسعه را طی کنند. یکی از کاستیهای دیگر، قطع شدن رابطه بین پایاننامهها و رسالههای دکتری دانشجویان با نیازهای جامعە و بازار کار است. شاید اگر به آرشیو پژوهشهای علمی دانشگاههای استان مراجعه شود، دهها و صدها جزوه حاوی گزارش پایاننامهها و رسالههای مرتبط با توسعە را مشاهده کنیم، اما دریغ از اجرایی شدن یک درصد از این پژوهشها. نیازی به گفتن ندارد، پژوهشهای کاربردی و توسعهای برعکس پژوهشهای پایهای، صرفاً برای رفع مشکل یا مشکلات جامعه و سازمانها انجام میگیرند.
- اهمیت نقش پژوهش در فرآیند توسعهی کردستان از آن روی بیشتر بهچشم میآید که در کنار سلیقهگرایی مدیران اجرایی -که هر مدیری کە بر مسند امور می نشیند صرفاً دیدگاههای خود را ناجی توسعهی کردستان میداند. و بە نتایج پژوهشهای علمی و نظریات صاحب نظران توسعە و حتی طرح های مدیران قبل از خود بیتوجه است- فضای حاکم بر نخبگان ادبی و شعرای کردستان به عامل دیگری برای بهفراموشی سپردن پژوهش در مسیر رشد و توسعهی کردستان مبدل شده است. هرگز فراموش نمیکنم، در سال ۱۳۷۳ بهعنوان دبیر دومین همایش پژوهشهای کردستانشناسی، از ارائهدهندگان مقالات و سخنرانیها درخواست کردم که در چنین همایشی که از عنوانش پیدا است با نگاهی علمی و کارشناسی به کردستان مینگرد، از قرائت شعر و متون ادبی خودداری کنند. مرحوم دکتر علی رخزادی که انسان شریف و وارسته و دلسوزی هم بود، هنگام ارائهی مقالهی خود در آغاز گفت: «به کوری چشم کسانی که مخالف شعر کُردی هستند، قبل از ارائهی مقالهی خود، یک شعر کُردی را تقدیم شما میکنم»! متأسفانه هنوز هم هستند کسانی که فکر میکنند میشود با شعر و ایجاد هیجان، دردهای کردستان را درمان کرد. بهزعم صاحب این قلم، مدیریت توسعه یک امر علمی و کارشناسی و عقلانی است و هرگز نمیتوان با شعر و هیجانسازی، مسیر توسعه را طی کرد. من هم دوستدار شعر هستم و وجود شعر را صیقلبخش دلها میدانم و گاهی هم با دل خود، گفتمان شعر دارم؛ اما مادام فضای علمی و کارشناسی و مطالعات برگرفته از آنها بر فرایند توسعهی کردستان حکمرانی نکند، امیدی به طی مسیر نیست و احساسات شاعرانه در کنار سلیقهگرایی مدیران و سوء نیت تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان مرکز در بیمهری به توسعهی کردستان، دست به دست هم داده و دردمندی توسعهی منطقهی ما را تداوم خواهند بخشید.نقش پژوهشهای علمی در توسعه کردستان
- فرصت را غنیمت میشمارم و به سه رکن حکمرانی کشورمان در کردستان پیشنهاد میکنم سلسله همایشهای پژوهشهای کردستانشناسی که در سالهای اول دههی هفتاد از سوی کمیسیون پژوهشی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، با درایت انسان شریفی به نام مؤذنی، عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان و دبیر آن کمیسیون چندین سال برگزار شد را مجدداً راهاندازی و با حمایت بخشهای پژوهشی دانشگاهها و بنیاد ایرانشناسی- شعبه کردستان، بنیاد نخبگان و اتاق بازرگانی استان، دیدگاه علمی و کارشناسی را به بدنهی مدیریت توسعهی کردستان تزریق کنند و با انتشار نتایج پژوهشها در قالب یک نشریهی علمی و راهاندازی برنامهی پژوهش و توسعه در رسانهی سمعی و بصری استان، دستاندرکاران امر را یاری و دیدگاه علمی و کارشناسی را بهمثابهی آگاهیبخشی به عامهی مردم ترویج کنند.
- در پایان این یادداشت، نخبگان رشتههای مختلف علمی، بهویژه اقتصاد، مدیریت، جامعهشناسی، روانشناسی، صنعتی، عمران و شهرسازی، کشاورزی، پزشکی و بهداشتی و سایر رشتەهای مرتبط با توسعە را مخاطب قرار داده و خاضعانه درخواست میکنم اختلاف سلیقهها –و حتی اختلاف نظرها- را کنار نهاده و با تشکیل یک مرکز پژوهشی غیر دولتی، در مسیر شناسایی دردها و دستیابی بە درمان توسعهی کردستان گام بردارند. شاید تشکیل مرکز مطالعات استراتژیک کردستان بتواند این خلأ دردناک را پر کند و با مشارکت همهی متخصصان و صاحبنظران دلسوز و توانمند، پایگاهی مستقل و مفید برای دادهها و اطلاعات توسعهی کردستان ایجاد شود. حقیر در دوران مدیریت صنایع استان، تلاش بسیار کردم که بانک اطلاعات مستقل استان شکل بگیرد که متأسفانه به تنهایی از عهدهاش برنیامدم. امیدوارم همهی انجمنها و نهادهای مرتبط دستدردست هم، بنیادی فراگیر، دستکم برای دستیابی به اطلاعات موثق، ایجاد و همهی نگاهها را در انتظار دستگاههای دولتی در انتظار نگذارند، آنان در چهل سال گذشته هرکاری توانستهاند انجام دادهاند!
Latest posts by نیشتمان قلم (see all)
- هزینههای جنجالی «جشن باران رحمت» در شهرداری سقز؛ بادکنکهای چندصد میلیونی و دفنوازی میلیاردی - اسفند ۷, ۱۴۰۴
- لالایی گهواره گمشده تمدن - آبان ۲۸, ۱۴۰۴
- پارک لاله سقز؛ لکه ننگ مدیریت شهری و انتظامی - آبان ۱۲, ۱۴۰۴