نمادی از تصور آدمها

نمادی از تصور آدمها

نمادی از تصور آدمها:

گاهی اوقات تصور آدمها از یکدیگر مانند تصور انسانهای زمینی از موجودات فضایی است .
چیزی را در ذهن میپروریم که شاید اصلا واقعیت و حقیقت نداشته باشد.
بیشتر سوتفاهمها هم به خاطر همین عدم شناخت از آدمهای اطرافمان است .
شما در ذهن خودتان فرد مورد نظر را طوری تصور میکنید که او در عالم واقع کلا با چیزی که در تصور شماست متفاوت است .تمام نتیجه گیری ها و استدلالها و قضاوتها و مراودات شما مبتنی بر شخص درون ذهنتان است در حالی که در دنیای واقع مخاطب شما با آن چه که از وی در خیال خویش ساخته اید فرسنگها تفاوت دارد و تمام اختلافات بشر از همین جا شروع میشود .از همین تفاوتها و آدمک سازی ها.
خب تا حدودی همه ما واقف به این حقیقتیم اما بدی ماجرا و شاید قسمت خنده دار قضیه این است که هیچ کس دوست ندارد با من واقعی افراد مواجه شود و حتی ذره ای هم خود را در به وجود آوردن این موجودات خیالی گناهکار و مقصر نمیداند و در نتیجه این میشود که بارها و بارها میخواهیم مخاطبانمان را همان طوری بسازیم که در درون خویش پرورانده و حتی به آنها تعلق خاطر پیدا کرده ایم .
تلخی ماجرای روابط ما آدمها درست از همینجاست که ما آدمکهای خیالی درونمان را در دنیای واقعی جستجو میکنیم و وقتی یکی پیدا شد که کمی به خواسته های ما نزدیک بود خوشحال میشویم که بالاخره میتوانیم بازیچه مورد نظرمان رابسازیم .
ذره ای به خود شخص و شخصیت واقعیش توجهی نداریم .
در نهایت باید روابط آن طوری رقم بخورد که ما میخواهیم و اگر این برخوردها با معادلات ذهنی ما مغایرت داشت قطعا مقصر ما نیستیم .
قطعا مخاطب ماست که نمیفهمد و نمیتواند درست و باب میل ما رفتار کند .
متاسفانه پدیده خودخواهی اجتماعی یک پدیده مسری و واگیر دارشده که گستره آن از روابط اجتماعی و کاری فراتر رفته و در حال حاضر دامنگیر کلیه روابط بشری است .
در حال حاضر تمام انسانها در پیله تنهایی خود به دنبال کسی در فضای خارج از درون خویشند اما همه و همه به طور اعجاب برانگیزی خواستار عروسکی هستند که فقط آن طوری بشود که آنها میخواهند و آنها میگویند.
البته نباید از معدود انسانهایی که هنوز مبتلا به این بیماری نشده اند چشم پوشی کرد.
اما این دسته یا این قدر کم اند که به چشم نمی آیند و ترجیح میدهند در پوسته تنهایی خود باشند به جای این که از دیگران بازیچه ای برای خود بسازند.
و یا بسیار خیرخواهانه بدون ایجاد جنجال خود را بازیچه دست دیگران میکنند و بی توقع و خرسند از این فداکاری ادامه حیات میدهند.
بیشترین چیزی که در این میان آزار دهنده است افرادی هستند که نه تنها توقع دارند دیگران همان گونه باشند که آنها در تصورات خویش دارند بلکه همه جا بی مهابا فریاد آزادی بشر و نوع انسان را سر میدند و معتقدند که انسانها آزادند همانگونه باشند که خود میپندارند و نه اسیر تصورات دیگران .
این افراد فقط شعار میدهند و فقط خوب حرف میزنند بدون این که هیچ وقت حتی لحظه ای به انسانهای مقابل خود حتی نگاه کنند چه برسد به اندیشه و فکر .
این افراد فقط خود خود را میبینند و وجود دیگر افراد در صورتی معنا دار و بامعنی میشود که مطابق با عملکرد آنها باشد و چه بد که گاهی خودخواهی از مرز خواسته ها و امیال و روابط اجتماعی و کاری فراتر رفتهو تا ابراز احساس بشری هم پیش میرود و در این حالت تنها نامی میشود برای آرامش درونی افراد بدون این که دیگر واقعیت و حقیقتی از خود وجودی کلمات و احساسات وجود داشته باشد .
متاسفانه همه به بیماری بدی دچار شده ایم .مرض خودخواهی و گویا فقط در حد شعار از آن آزادیم.

همچنین ببینید

مدیریت اداره‌ی راه و شهرسازی سقز، کماکان لنگ می‌زند

مدیریت اداره‌ی راه و شهرسازی سقز، کماکان لنگ می‌زند

مدیریت اداره‌ی راه و شهرسازی سقز، کماکان لنگ می‌زند . . . بهنام نیک سرشت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *