همه چیز برای من/ جهانی شدن و ملی گرایی
همه چیز برای من/ جهانی شدن و ملی گرایی

همه چیز برای من/ جهانی شدن و ملی گرایی

همه چیز برای من/ جهانی شدن و ملی گرایی

خواستگاه نوع بشر آنقدر پیچیده است که همه چیز را به افسار کشیده و مالکیت سیری ناپذیر خود را با هیچ چیز نمی تواند پر کند.
اصطلاحاتی چون “من، خانه من، محله من، شهر من، استان من، کشور من، قاره من، زبان من، لباس من و هویتی برای من که از هویت دیگران برتر باشد را با زندگی خود توام می کند.

ملی گرایی همان من گرایی ست با محتوی ای آراسته و خود پسندگی ای جمعی بدون کوچکترین منفذ برای ورود تفکرات دیگر.
خود برترانگاری و میل به بقای فردی، به “قابیل” این جسارت را داد تا “هابیل” را بکشد و ریشه ملی گرایی فردی را کلید زده و ساختار ذهن انسان را از بدو زیستن با این تفکر شکل دهد که “بهروزی من و دیگرانی چون من به هر قیمتی” و کل تاریخ بشری را به جنگ و کشتار و خون ریزی تبدیل کند.
ترسیم مرزها اتفاقا تنها برای جداسازی ملت ها از همدیگر نبود بلکه شروعی بود برای مرزبندی ذهن انسان و ساختن کلیشه هایی که آنچه را با این کلیشه وارد مرزهایش شد، “دوست” و اگر با کلیشه تعریفی او ناخوانی داشت “دشمن” بنامد.

این نگرش از روزهای اول زندگی انسان شروع شد و آنقدر خودخواهانه و افسار گسیخته پیش رفت که انسان را وادار به ساخت سلاح نمود و او را به خلق و آموزش حرکات فرا عادی جسم واداشت و برای همخوانی سلاح و حرکات دفاعی و هجومی، علومی را ابداع نمود و نام این مجموعه را هنر جنگ نامید و در این مسیر برای رسیدن به تکاملی که بالفطره فاسد بود، استراتژی جنگ را خلق کرد و آن را وارد برنامه روزمره بشر نمود تا با استراتژی و جنگ ابزارها بتواند همنوع خود را برای “بهروزی خود و هم کیشانش” بکشد و از کشتن او احساس غرور و شعف کند و حتی ولع سیری ناپذیر منیت هایش را با تساحب دسترنج او که همان محتویات درون مرزهایش بود، آرام کند.

این توحّش حتی با آمدن پیامبران پاک نشد تا جایی که دین را به دامنه خودپسندی خود کشاند و خدا را هم با نام ( خدای من ) تعریف نمود و جنگها را به نوع، دینی و مذهبی نام گذاری نمود و اتفاقا خدا را به شراکت با خود معرفی نمود و گفت اگر دشمنانت را کشتی، که خدا را از خود راضی نموده ای و اگر کشته شدی از مقربین خدا خواهی شد و پاداشی ابدی در جهانی دیگر در انتظار توست و جنگهای سلیبی و داعشی را با کشتن میلیونها انسان بی گناح در تاریخ تاریک انسان ثبت نمود.

در چنین اوضاعی انسان بیش از پیش به داشتن پول، سرمایه و ذخایر و منابع طبیعی و سیّال نیازمند است و نوع دیگری از جنگ را طراحی می کند و نام آن را جنگ اقتصاد می نامد و تلفات آن بارها سنگینتر و جبران ناپذیرتر از جنگهای گرم می باشد.

تمامی این وقایع به وجود و بودن یک رهبر نیازمند است و طبع فرمانبرداری پاداش بگیران موجب خلق شخصیت هایی می شود که به آنها شاه و فرمانروا و وزیر و ملازم می گوید و شروع این دستور پذیری را از خانه خود و با فرمانروایی مرد خانه آغاز می کند و برای فروش و صدور این فرمانروایی کوچک به خانواده، خود و خانواده را طابع مطلق فرمانروا یا رئیس قبیله می خواند و نوع دیگری از خواستن انسان را به نام “قدرت” با سلطه بر همنوع، تولید می کند و در گذاری تاریخی شکل های این سلطه گری را تغییر و آن را به نام رئیس جمهور، نخست وزیر و غیره بازتولید می نماید.

شاید اولین گسست تاریخی برای تغییر نگرش ها را مسیح با آمدنش ایجاد و روزشمار تاریخ را به قبل و بعد از تولد خود ثبت کرد و خواستی جدید را در انسانها ایجاد نمود و نام آن را انسان دوستی در کنار خدا نام گذاشت، غافل از اینکه نگرش های مسیح هم دچار مرض خودپسندی و تعاریف جدید برتری ها شد و انسان دوستی را از پهنه جهانی گرفته و به وسعتی محلی، قبیله ای و منطقه ای و کشوری بست داد.


امروزه سران حکومت ها برای دستیابی مطلق به قدرت و حکومت با احتیاط و احترام به واسطه آگاهی و انزجار انسان ها از جنگ، چهارچوبی فرمول بندی شده را تعریف کرده و نام آن را پوپولیسم( عوام فریبی ) می نامد و سالها و دهه هاست از آن استفاده ابزاری کرده و اتفاقا سیاست امروز را جدا ناپذیر از آن دانسته و آن را بهترین مکمل برای ابقاء خود می داند و برای آنکه توجیهی انسانی با شمایلی همه پسند به آن بدهد، این ایدئولوژی را با چند ایدئولوژی دیگر ترکیب و آن را با نام “دموکراسی” یا “دولت ملت” به مردم معرفی می کنند اما عوارض این نوع سیاست در گستره جهانی عواقبی را به دنبال خواهد داشت.

تاریخ به وضوح نشان داده که در هر دوره اگر تفکر و سیاست دولت ها به واسطه گسیختگی سیاست گذاری ها صدای “اولی” بودن را سر بدهند، مثلا بگویند؛ اول آمریکا، اول روسیه، اول چین، اول انگلیس یا هر دولتی که ادعای “ملت اولی” دنیا را داشته باشد و به دنبال نخست پنداری و شکل دهی والا تباری خود در عرصه جهانی باشد، رخدادی جهانی ظهور کرده و دامنگیر این منیت گرایی می شود و ازقضا یکی از رخدادهای این عصر بروز پاندمی کوید ۱۹ است که توانایی بالفعل تغییر نگرش جهانی را داشته و می تواند همچون رخدادهای گذشته تاریخی، زمان را به قبل و بعد از خود تغییر داده و ثبت هویت کند

نمونه های این رخداداها را می توان در آمدن مسیح یا جنگ جهانی اول که به واسطه تکبر ملی گرایانه و نگرش ” اول من” در امپراتوری های بزرگی چون روسیه، عثمانی، آلمان، اتریش و مجارستان که در نهایت به انحلال و پایان این حکومت ها و به کشته شدن بیش از ۱۸ میلیون انسان انجامید یا “جنگ جهانی دوم” که حاصل منیت خواهی و والا تباری ملت های بزرگی چون آلمان نازی، امپراتوری ژاپن، پادشاهی ایتالیا، فرانسه، چین، بریتانیا و آمریکا بود و موجب بزرگترین نسل کشی تاریخ بشر شد و توحّش انسان را به حدی رساند که جسارت استفاده از سلاح های کشتار جمعی و هسته ای را پیدا کرده و فجایع انسانی ای چون “هلوکاست” “بمباران استراتژیک” و تلف شدن میلیونها انسان به واسطه گرسنگی شدید و بیماری را رقم بزند و نتیجه گستردگی جهانی این تلفات به مرگ بیش از ۸۰ میلیون انسان بی انجامید.

پهنه وسعت ابتلا و تلفات ویروس نوظهور کرونا، ناخواسته افکار را به سمت رخدادی جدید برای ایجاد گسل و گسستی تاریخی در نقطه اکنون جهان سوق میدهد و علایم زمان این رخداد بر اساس پیشینه تاریخی رخدادهای بزرگ در چند پلان به وضوح خود را نمایان می کند که می توان آن را در اتفاقاتی که حاصل نگرش “برتر پنداری ملی” است و در این چند دهه به وقوع پیوسته مشاهده نمود به طور مثال؛ “بحران اقتصادی ۲۰۰۸” یا جنگ های خاورمیانه، یا ظهور پدیده ای چون “داعش” که زاییده مذهب گرایی افراطی ست یا واقعه “برکزیت” ( اعلام جدا شدن دولت انگلیس از اتحادیه اروپا) یا “حکومت ترامپی” و حکومت های مشابه او یا “فاشیسم اردوغانی” یا “اول پنداری اقتصاد جهانی توسط دولت چین” و وقایع بسیار دیگر که همگی حاصل “خودبسندگی ملی” ست و گردنکشی ویروس کرونا را برای ایجاد تغییرات وسیع جهانی توجیه پذیر تر می کند اما با وجود این نظریه،ماحصل رویکرد این ویروس که در دوران پسا ویروس چه اتفاقی خواهد افتاد، منجر به تلفات انسانی در وسعت بسیار زیاد خواهد شد.

فارغ از اینکه دوَل مختلفی هستند که می خواهند این ویروس را تحت سلطه خود به واسطه در دست داشتن پول و سرمایه قرار دهند، به طور مثال رئیس جمهور آمریکا اعلام می کند که لابراتوارهای برتر جهان را که مشغول تحقیق برای یافتن آنتی ویروس هستند خریداری می کند یا کشورهایی که میلیادها دلار را صرف ایجاد مجراهای تنفسی برای خرید برترین تجهیزات مقابله با ویروس آسیب رسان به دستگاه تنفسی می کنند و با صرف هزینه های گزاف از صندوقهای ذخایر ملی اعلام قرنطینه و رساندن مایحتاج به درب منازل می کنند اما با ین احوال کرونا با تمام قدرت در حال انجام رسالت پنهان خود است

کرونا ویروس محتوی درونی خود را اینگونه نشان می دهد که جهان خانه ای کوچک است که اهالی این خانه کوچک به واسطه ابتلای یک نفر به یک بیماری ویروسی، شانس فرار بقیه اهل منزل را پایین می آورد و اثبات می کند که مرزها هم توانایی مقابله با تفکر جهانی شدن را ندارند و “جهان خانه تمام انسانهاست”.

با این احوال چه زمانی احساس درونی و نیل به خواستن جمعی برای “همه چیز برای همگان” یا جهانی شدن و تقسیم همگانی پول، سرمایه، موقعیت های برابر، عاطفه و مهر جهانی و خانه جهانی، محقق خواهد شد؟


انسان زمانی که احساس ناامنی کرد و خود را در مخاطره هجوم انسان هایی با گرایش زیاده خواهی و قلمرو گستری و تصاحب حق دیگری به واسطه برتر پنداری تباری دید، شروع به ساخت زایده ای به نام مرز و خطکشی سرزمینی و تعیین قلمرو نمود و ابتدا حصارهای خانگی و مرز مالکیت و رفاه شخصی را ترسیم و به صورتی کلی آن را با هم کیشانش به نام منافع و رفاه ملی و درون مرزی تعریف کرد و تمامی ارزش ها را بر اساس این دو شاخص تعریف نمود و برای اینکه به نژادهای دیگر اثبات کند که از آنها قدرت بیشتری دارد به اهرمی به نام “هویت ملی” روی آورد و برای بست و گسترش این هویت از انجام هیچ حرکتی کوتاهی نکرد و آنقدر این واژگان را در افکار سرزمینی توسعه بخشید که منجر به خلق “حصار ملی” گردید و پس از گذشت بازه ای زمانی همین انسان منحصر خود را در دوران تکرار دید و به این نتیجه رسید که برای به دست آوردن رفاه و منافعی جدید به تبادلاتی فرامرزی و فرا سرزمینی نیازمند است و می بایست پهنه روابط خود را به درون ملل دیگر گسترش دهد.

از چند دهه گذشته به واسطه گسترش روابط بین انسانی و تسهیل در ارتباطات به واسطه صنعت توریسم و تولید رسانه جمعی( تلوزیون، ماهواره و اینترنت) خواه ناخواه تراکنش های بین المللی بیشتر و باور یکجا نشینی فکری و محصور، پندار ناپذیر می شود و زیستن انسان ها بر روی زمینی گرد می بایست با کیفیت و کمیت در تقسم فرصت های برابر و تبادل هیجانات جمعی ( نظریه انبوه خلق، گوستاو لوبون ) انجام بگیرد

فرصت ها و توزیع موقعیت ها بین تمامی ساکنین زمین نه به واسطه پیشینه نژادی و برتری سرمایه بلکه بایسته تقسیم مساوی به واسطه حقوق برابر است و نهایتا فرمول ( برنده = برنده ) نیاز ساکنین زمین را به جهانی شدن بیش از پیش باور پذیرتر می کند هرچند بازهم سران قدرت جهانی و غول های سرمایه داری، دست در پرده سرنوشت این خاستگاه بشری برده و می خواهند با اهرم تک بعدی “اقتصاد”، جهانی شدن را به سمت جهانی سازی برده و برای پیشگیری از وقوع جهانی شدن از حربه “ناسیونالیسم پوپولیسم” ( ترویج ملی گرایی با استفاده از عوامفریبی ) سود گرفته و خصوصیات چند بعدی جهانی شدن را که تمامی پارامترهای ( اقتصادی، رفاهی، عاطفی و انسانی) در بر می گیرد را به زیر سلطه سرمایه و مالکیت خصوصی و ملی برده و به جای ارزش افزایی برابری انسان، آنها را به سمت دیگر هراسی، خود مداری، خود بسندی و رقابت گرایی فردی و ملی کشانده و محوریت ارتباط بین انسانی را به رقابت به جای رفاقت تبدیل کنند.

کاردینال رشیلیو ( عالیجناب سرخپوش) صدر اعظم لویی سیزدهم فرانسه در دهه دوم و سوم سال ۱۶۰۰ میلادی در زمان جنگ سی ساله اروپا، با صراحت اعلام کرد که علی رغم میل باطنی، هرجا اگر منافع ملی فرانسه در تصاحب منافع ملی دیگران دیده شود از هیچ اقدامی در این راستا دریغ نخواهیم کرد و در مثالی دیگر، هیتلر اعلام نژاد برتر جهان را سر می دهد و “نازیسم فاشیسم” را به قیمت جنایت بزرگ بشری با کشته شدن میلیونها انسان در تاریخ رقم می زند و اینجاست که نظریه های فاشیستی ( ملی گرایی افراطی یا رادیکال ) رنگ انسانی را از دست داده و دچار واکنش منفی ( بکلش ) نسل امروز بشر می گردد.

هرچند سیاست جهانی ذاتا مبتنی بر تعارض است و اینجاست که “کنت والتس” از قدرت های سیاسی می پرسد ؛ قدرت وسیله است یا هدف؟ و صد البته از دیدگاه افراط گرایان ناسیونالیسم و طرفداران کاپیتالیسم ( سرمایه داری ) جایگاه قدرت صرفا هدف نهایی بوده و از منظر ایشان جهان را آنگونه که هست باید دید و حق دستکاری اقلیم قدرت ها را نداریم و باید واقعیت وجودی حکومت ها را بپذیریم

امانهایتا انسان همسان امروز ، از نوع سیاست روز زمین که مبتنی بر کینه جویی ست، انزجاری عمومی داشته و خواستی مشترک برای مشارکت در ساخت جهانی با پیوند مندی و همگرایی در منافع مشترک بین انسان ها دارد و می خواهد با ارتباط شبکه ای و گفتاری همگانی، روابطی عاطفی را ایجاد کرده و برای پایش گری در اقتصادی جهان شمول با مدیریت اجتماعی، حق تصمیم گیری و کنشی به سمت تولید جهانی آباد و آزاد و عاری از سلاح، داشته باشد.

منصور شیخی

همچنین ببینید

نمره انضباط | استان کردستان - بهزاد رحیمی

نمره انضباط | استان کردستان – بهزاد رحیمی

نمره انضباط | استان کردستان 🔸 در فاصله کمتر از یک ماه تا انتخابات مجلس، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *