سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در محاق؛ از تصویب تا تعلیق در اجرا . . .
بهنام نیکسرشت
در این یادداشت، نگارنده با نگاهی نقادانه به وضعیت فعلی نظام آموزش و پرورش کشور، بهویژه در سطح شهرستان، وضعیت اجرایی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را مورد واکاوی قرار میدهد. با توجه به نقش حیاتی آموزش در توسعه، فرهنگسازی و شکلدهی به آیندهی آموزش، معتقد است که این سند مهم، در حاشیه قرار گرفته و از مسیر اجرای خود منحرف شده است.
از جمله چالشهای مطرح شده میتوان به بیتوجهی به مفهوم فرهنگ و آموزش، انتصابهای سلیقهای، ناکارآمدی مدیریتی، و کمرنگ شدن نقش کلیدی نهادهای آموزشی در سایر بخشهای آموزشی اشاره کرد. نگارنده در ادامه به بیتوجهی به آموزش و تربیت، تولید مدیران نالایق و ضعیف بنیانهای فرهنگی جامعه میپردازد. در پایان، خواستار جدی در تحقیقات، احیای شایسته سالاری و بازگرداندن آموزش به موقعیت محوری در سیاستهای مدیریتی شده است تا هدف سند تحول بنیادین از حالت شعاری خارج شده و به عرصه عمل وارد شود . . .
از زمانیکه انسان پا بر عرصهی این کره خاکی نهاد، آموزش به عنوان امری لازم و اجتناب ناپذیر مورد پذیرش قرار گرفت، هیچ موجودی بدون آموزش نمیتواند روندی درست و سالم از زندگی را بپیماید، از آغاز زندگی انسان تا اکنون، آموزش نقش بی بدیلی را ایفا کرده و همواره زیرساخت ایجاد فرهنگ، تمدن، توسعه، تحول زیر بنایی و متحول کردن سیاستهای کلی یک کشور، مدیون و مرهون آموزش است. رمز موفقیت تمامی کشورهای مدرن و توسعه یافته، آموزش و تربیت نسلی خلاق و کارآمد بوده است، برای همین است که شأن آموزش و آموزشگر در این کشورها در صدر سیاستهای کلی و برنامههای استراتژیک قرار دارد و میپندارند که بدون آموزش و چشماندازهای آموزش، کشور رنگ توسعه و تحول را به خود نخواهد دید.
امروز ایران، آموزش را تحت نام سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نام نهاده است که در سال ۱۳۹۰ این سند با هدف ایجاد تحول در نظام آموزشی کشور و با محوریت نسلی متعهد، خلاق و کارآمد تدوین نمود.
برای نیل به چنین هدفی، ضمن آنکه برای آموزش بایستی چهارچوب ویژه و نظاممند را طراحی نمود، این سند مستلزم تربیت افرادی متخصص، متفکر و توانمند در عرصه آموزش و مدیریت است.
مقوله آموزش و مدیریت آموزشی بایستی سوای هر مفاد و مسائلی در کشور، در اولویت هر سیاستی قرار بگیرد، به عبارتی اساس و بنیان اجرای هر سیاستی در ایران، آموزش و اولویتهای بنیادین آموزشی باید باشد، اگر آموزش در هر کشوری اولویت نباشد، تمامی بنیانها و زیرساختهای آن کشور به زوال و نیستی سوق داده میشود، آموزش است که کشوری را با نظم و هنجار و ارزش آذین و زینت میدهد،کشوری که آموزش را نادیده بگیرد، از فرهنگ، تمدن و مظاهر مدنیت بیبهره خواهد ماند، توسعه و پیشرفت ندارد و در یک کلام جوهره و عصاره یک کشور، آموزش است، بی توجهی به این مهم، به فساد آموزشی، ناکارآمدی آموزشی و سوءعملکردها و بیسوادیها دامن میزند و پیامد و تبعات این روند بیمار و مستهلک سبب خلق مدیرانی میشوند که از ابتداییترین و بدبهیترین مؤلفههای آموزشی و مدیریتی بیبهره هستند و ابقاء و استمرار چنین مدیرانی، یک سیستم آموزشی را به مرور فرتوت و فرسوده خواهد کرد
هر چند که خیلی از نهادها و ادارات دیگر هستند که تخصص محوری و شایستگیهای مدیریتی در بروکراسی آن لحاظ نشده و همواره ناکارایی و سوءمدیریتی را تجربه میکنند، ولی آموزش و پرورش شاکله و مهد و کانون شایستگیها و ارزشهاست و به مراتب فرهنگیان آن باید در محوریت کامل رفاه و معیشت قرار بگیرند و این نهاد آموزشی باید بر این اصل و اساس استوار باشد که فرهنگیانش هیچ دغدغهای برای رفاه و آسایش نداشته باشند، آنچنان اذهانشان راحت و بیدغدغه باشد که آموزش و تربیت فرزندان ملت در تهدید افول آموزشی قرار نگیرد، ولی اسفناک بایستی اذعان نمود که فرهنگیان آموزش و پرورش از دغدغهمندترین اقشار دولتی هستند که معیشت و رسالتشان در تهدید قرار گرفته و چنین پیداست که هدف فرادستان آموزشی همین است که آموزش و آموزشگر در اولویت قرار نگیرد.
وقتی وزیر آموزش و پرورش در گفتگو با خبرنگاران رسانههای ملی صراحتا اعلام میدارد که؛ به معیشت معلمان کاری ندارم، یعنی آموزش به هر عنوان و کم و کیفی برایشان مهم نیست، به تعبیری آموزش، ملاک و اولویت ایشان نیست!
وقتی بالاترین مقام آموزش یعنی وزیر آموزش و پرورش یک کشور، از آموزش و فرهنگ چنین برداشت و نگرشی دارد، نمیتواند مدیران کارآمد و توانمند هم داشته باشد، بر اساس همین ساختار و چارت آموزش فعلی، آموزش به صور ناقص و معوج پیش میرود، از این گذار آموزشی باید به این حقیقت رسید که مدارس بی مورد و بی ملاحظه تعطیل میشوند و اصلاح ناترازی انرژی را بر اصلاح ناترازی آموزشی ترجیح میدهند، بیآنکه شاهد بارش و برودت آنچنانی باشیم، آموزش را هفتهها تعطیل میکردند و شبکه ناشاد آموزشی که عملا هیچ بازدهی و راندمانی در برنداشت بر دانشآموزان و معلمان تحمیل کردند، از روزی که شاد آمد، ساحت و روح آموزش به طور کلی به کما رفت و ناشاد گردید و یادگیری و تولید علم به محاق رفت!
در خلال این بینظمیها مدیرانی را بر سکوی آموزشی نشاندند که عملا نه مدیر بودهاند و نه دبیر . . .
در آموزش و پرورش فعلی، وابستگی به برخی نهادهای خارج از نهاد آموزشی، فعالیتهای خارج از چارچوب و چارت آموزشی، تظاهر به اخلاص و ایدئولوژی حاکم، شاخص و عنوان مسئولیتهای آموزشی را تعریف کرده است.
در همین شهرستان هستند فرهنگیانی که در آموزش و مدیریت آموزشی، رزومههای علمی برتر و قابل توجهی دارند و هستند افرادی که در ذات و رگ و خون آنها، مدیریت آموزشی جریان دارد، ولی در ساختار و چارت فعلی آموزشی نمیخواهند و نمیتوانند مدیریت آموزشی را برعهده بگیرند، یا اگر برای برخی حوزههای مدیریتی، افراد نادری داوطلب باشند، نمیتوانند از صلاحیت و فیلترینگ سبز چارت آموزشی عبور کنند!
در عوض افرادی هستند که درک و مدرکشان هیچ گونه تجانس و سنخیتی با آموزش و مدیریت آموزشی ندارد، با دلایلی که فوقا ذکر گردید، خارج از معیارهای توجیه، به عرصهی مدیریت آموزشی پرتاب میشوند، چون تفاهم و تعاملی با حوزهی آموزشی ندارند، بدنه و ساختار آموزشی را ضعیف و نحیفتر میکنند، این افراد با آنکه تلاشها دارند یا وانمود میکنند که مدیری موفق باشند، چون در زمینهی مدیریت آموزشی اهلیت ندارند، هیچگاه نمیتوانند مدیر موفق و لایقی باشند و همواره ناترازی و شکاف آموزشی را در مراکز آموزشی دامن میزنند، این قسم از مدیران آموزشی معمولا نمیتوانند با معلمان و دبیران موفق تعامل درستی هم داشته باشند، ناگزیر میکوشند، عوامل اجرایی و مدیریتی همگن و همجنس خود را برای مدیریت مرکزی و مدارس مهره چینی کنند که جلوی آماجها و نقدهایی که به آنها وارد میشود را با این انحا بگیرند و تنها قربانیان این سلسله مدیران نااهل، دانشآموزانی هستند که امید و آرزوهایشان را به آیندهای مردد و ناممکن دوختهاند . . !
در ارتباط با یاداشت فوق، فحوای نگارنده مشمول تمامی مدیران سطح شهر نمیشود، بلکه مدیران با سابقه و مجربی هستند که با سالها تجربه، تدابیر و تصمیمات آنها و در عین حال اقتدار حضورشان در مدارس، در امر بهبود آموزشی در خور اغماض نیست که ذکر نام آنها در این یادداشت نمیگنجد.
و سخن پایانی اینکه؛ مهمترین رسالت مدیران و معاونین آموزشی ادارهی این شهرستان اتخاذ تدابیر و تصمیمات لازم برای بهبود و متحول ساختن آموزش و یادگیری در نظام تعلیم و تربیت باید باشد تا بلکه برگی از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را به منصهی ظهور برسانند، چرا که هستند مسئولان آموزشی که غیر از سخن گفتن و گفتار درمانی و اطاله نمودن کلام در مجالس، وجودشان تأثیری در روند بهبود و تسهیل در سالم سازی مسیر آموزشی تا اکنون نداشتهاند و تنها پست آموزشی محوله را به نشانهی حفظ و نگهداری صندلی بدون بازخورد و تأثیر گذاری قابل توجه، سالها در اختیار دارند!
ناگفته نماند که فرادستان آموزشی، از سطح عالی تا پایینتر، در تضعیف و تزلزل نظام آموزشی نقش قاطع و گاهی مخربی ایفا کردهاند.
شایان ذکر است که؛ یکی از بخشهای مهم که میتواند، تحول آموزشی را زیر بنایی و زیرساختی در بر داشته باشد و سالها با عملکرد منفی رها گشته است؛ پژوهشسرای دانشآموزی و گروههای آموزشیست، این دو مکان آموزشی که حال توسط یک نفر اداره میشود، در ایجاد فضایی برای پرورش استعدادهای علمی و پژوهشی دانشآموزان، حمایت از پروژههای علمی، ایجاد پیوند میان آموزش نظری و عملی، ارتباط با مراکز علمی و دانشگاهی و برگزاری مسابقات و جشنوارههای علمی و همچنین گروههای آموزشی به عنوان نهادهای تخصصی، پل ارتباطی میان سیاستگذاران آموزشی معلمان، در غنای کیفیت آموزشی و محتوای درسی میبایستی نقش بسزایی ایفا میکردند، غیر از صرف هزینهها و اتلاف وقت، نتایج قابل انتظاری از تولید و بهرهمندی آموزشی را به همراه نداشتهاند!
از شمار مدیرانی که تاکنون ریاست ادارهی آموزش و پرورش را بر عهده گرفتهاند، بودند افرادی که در کنار تخصص مدیریت و تعامل آموزش محور با فرهنگیان، اقتدار و جدیت نسبتا کارآمدی را در ادارهی آموزش و پرورش داشتند، بر همین مبنا معاونین، مسئولین بخشهای مختلف اداری حسب توانمندی و تخصص، نسبتا مرتبط و مشرف بر وظایف محوله، پستهای داخلی را تحویل میگرفتند مدیران مدارس بر اساس پارادایم و الگوواره و ویژگیهای خاص مدیریتی که در شخصیت و شأنیت آنها تجلی پیدا کرده بود انتخاب میشدند، این مدیران هم جایگاه و قداست معلم را حفظ میکردند و هم آموزش با جامهای از فرهنگ و ارزش و به تبع آن با تعامل و همکاری قابل توجهی هدایت میشد . . .
- شاهرگ حیاتی اعتماد مردم؛ زیر پای تصمیمهای ناعادلانه شهرسازی شهرداری سقز - اسفند ۳, ۱۴۰۴
- توقف طرح بازنگری ضوابط تراکم ساختمانی «اضافه شدن یک طبقه بنا در سقز» اعتراضات شدید شهروندان را به دنبال داشت . . ! - دی ۱۶, ۱۴۰۴
- از انتصاب هیئت مدیرهی جدید منطقه آزاد بانه و مریوان تا حاشیهنشینی سقز در معادلات مرزی - آذر ۲۸, ۱۴۰۴
کلی گویی و چرتو پرت محض.
واقعا شما خودتان رانویسنده، محقق و روزنامهنگارمینامید؟؟