💢 کُشتن بە مَثابەی راە حل . . !
«نگاهی کوتاە بە فیلم “پیر پسر” ساختەی اُکتای براهنی»
✍️ فریدون محمدزادە
▫️تقابل میان دو نسل، دو دیدگاە، زورآزمایی میان دو تفکر راە حلی جز کُشتن نمیشناسد.
یکی مطابق سنتهای کهن کە هر آنچە هست را برای خود میخواهد از زر و زور و زن و دیگری متجدد اما کاهِل و دنبال چنبرە زدن بر خوانی آمادە. زورآزمایی میان تفکری کە حق خود را از گلوی شیر بیرون کشیدە با دیگری کە همە آنچە هست را بی عِرق و عَرق، نشستە طلب میکند. این دیالکتیک نیست این جنگ است.
غلام، پدری است کە با دو پسر بزرگسال خود علی و رضا زندگی میکند. هر سە پسرند. غلام غرق مشروب و مواد و زن است در حالی کە پسرانش آرزوی مرگ او را در سر میپروانند. غلام تن بە فروش خانەای کە با دوز و دغل سالها پیش از چنگ زن اولش یعنی مادر علی ربودە نمیدهد و سرسختانە در مقابل خواستەی پسرانش مبنی بر فروش خانە میایستد. خانە رازی با خود دارد. حیاط خانە دفینە زنانی است کە تن بە خواستەی غلام ندادەاند
▫️ورود یک زن بە اسم رعنا بە خانە غلام و پسرانش بە عنوان مستأجر پردە از حقارتها، حسادتها، رنجها و زخمهای فروخوردەی این سە تن بر میدارد. زن میان پدر و پسر اول کە یکی نمایندەی پیری متمول، صاحب قدرت و سرشار از شهوت و دیگری نمایندە جوانی حقارت زدە، مملو از ضعف و عشق در کشمکش است. زن برای ارضای نیمەی تاریک و خودنمایی خویش و جلب توجە دیگران نیازمند پول غلام است و از طرف دیگر برای اقناع نیمە روشن و فرشتە گونەاش نیازمند عشق و پاکی علی است. او میان این دو میل در باتلاقی دست و پا میزند کە عاقبتش دفن شدن در کنار زن دیگری یعنی مادر رضاست کە سالها پیش بە زخم خنجر پدر از پای در آمدە است
▫️فینال فیلم جایی است کە تکلیف باید معلوم گردد. دوئلی میان رضا و علی از یک سمت و غلام از دیگر سمت در خانەای کە تمام درهایش قفل شدە شکل میگیرد. خانە نماد جامعەای قفل شدە است. نە پدر و نە پسران هیچ کدام از موضع خویش کوتاە نمیآیند. علی دنبال کشف سرنوشت رعناست و رضا نیز دنبال کشف هویتش، یعنی مادر خود است. غلام اما بە خواستەی آن دو تن نمیدهد و بە دروغ از حقیقت سرباز میزند. کار بالا میگیرد تا جایی کە غلام چاقو میکشد. این بار غلام اعتراف میکند کە معشوقەی علی و مادر رضا را کشتە است. غلام برای رهایی خویش این بار تصمیم بە کشتن پسرانش میگیرد. در جدالی نابرابر غلام، رضا را از پای در میآورد و علی غلام را. پسر و پدر هر دو از پای در میآیند تا کُشتن یگانە راە حل تقابل دو نسل باشد جایی کە دیالوگ و منطق دیگر محلی از اعراب ندارد
▫️فیلم “پیر پسر” فیلم قابل ستایشی است. زخم روزگار یعنی این روزگار را روایت میکند. امروز کشمکش نە در کف خیابان و میان مناسبتهای دوز و دودوزە کە بین خانوادەهاست. جایی کە پسران علیە پدران چاقو میکشند و بالعکس. تکلیف باید معلوم گردد. یا اقتدار و سلطەی پدر هموارە پا برجا میماند و پول و شهوت همچنان در رکاب او خواهد بود و ارّابەی خویش میراند و پسران چشم بە دست و بست او یا هژمونی پدر با سگها و حصارهای بلندش باید بە دست فرزندان بە زیر کشیدە و خورد گردد، همانگونە کە نویسندەی کورد شیرزاد حسن در رمان “حصار و سگهای پدرم” روایت میکند تا از دل این ویرانی و پس از آنارشیسمی کوتاە، آشوب و سرگردانی از دل تلی خاکستر چینەهای بنایی نو چیدە شود
فیلم هر چند در بعضی جاها از ریتم میافتد اما مخاطب را تا نهایت با خود همراە میکند. با تدوینی بیرحمانەتر و برش جاهایی اضافی، فیلم میتوانست بسیار قویتر گردد هرچند با همین شمایل نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. میتوان از جنبەهای روانکاوانە، حوزە اجتماعی، جنبەی سیاسی، کهن الگوها و دیگر زمینەها فیلم را کالبد شکافی کرد و رازهای و لایەهای پنهان آن را نبش قبر کرد و دفینەهای انسانی را بیرون کشید.
- هزینههای جنجالی «جشن باران رحمت» در شهرداری سقز؛ بادکنکهای چندصد میلیونی و دفنوازی میلیاردی - اسفند ۷, ۱۴۰۴
- لالایی گهواره گمشده تمدن - آبان ۲۸, ۱۴۰۴
- پارک لاله سقز؛ لکه ننگ مدیریت شهری و انتظامی - آبان ۱۲, ۱۴۰۴