کولبری انتخاب نیست آخرین راه برای نان بین مرگ و زندگیست
روی سخنم با تمام نمایندگان کورد است
پیشگفتار:سالهای زیادیست که مردم استانهای کردنشین علی الخصوص شهرهای مرزی به دلیل نبود زیر ساخت اقتصادی پاسخگو و درخور شان مردمانش به شغل خطرناک و غیر قابل تحمل کولبری روی آوردهاند که هر بار با خبر از دست دادن جانشان جامعه را هم وارد شوک و ناامیدی نسبت به دولتمردان و مجلس نشینان(خصوصا و تاکیدا نمایندگان کورد)جهت ایجاد اشتغال و امنیت شغلی میکنند و گویی نان این مردم تنها به کولبری آنهم برای لقمه نانی بین مرگ و زندگی تبدیل شده است ونام غرب کشور را با نام ننگین کولبری عجین کرده است
در استانهای غربی و کرد نشین ایجاد اشتغال پایدار و تامین آتییهی شغلی جهت رسیدن به حداقل نیازهای زندگی برای بسیاری از مردم به رویایی دست نیافتنی و خیالی باطل تبدیل شده و خبری از ابر کارخانهها،شهرک صنعتیهای غول آسا،بازارهای مملو از خریدار، هولدینگهای درآمدزا و جاذب نیرو، استخدامیهای بومی و فراگیر،کارگاههای بزرگ صنعتی،مناطق آزاد تجاری و… نیست امامردمانش یارای مقابله با بیکاری و گرانی و تورم و گرسنگی را ندارند و آخرین راهی که پیش رویشان است یعنی همان کولبری را برای امرار معاش و تامین مخارج یکروزه زندگی انتخاب میکنند با اینکه میدانند که به دست آوردن این قرص نان هر آن امکان دارد به قیمت بسیار گزاف جانشان تمام شود اما شرافت و غیرتشان برنمیتابد تا گرسنگی خانوادهشان را ببینند و کاری نکنند پس تن به انتخاب آخرین و مرگبار ترین راه میدهند
در هر انتخاباتی چه دولتی چه مجلسی برای جذب آرای مناطق کردنشین و گردآوری احساسات مملو از رنج و بیچارگی مردم دم از برچیده شدن پدیده نامیمون کولبری میزنند و شرافتشان را گرو میگذارند که با حمایت اکثریت کردها بخش بزرگی از برنامههای اقتصادی دولت و مجلس را به رفع محرومیتهای شدید و غیر قابل انکار اقتصادی کردها اختصاص میدهند و با شعارهای خالی از شعور،کردها را لایق زندگی چونان کشورهای تماما توسعه یاقته معرفی میکنند و تمام مشکلات پیش آمده را بر سر دولتمردان و مجلسیان پیش از خود آوار میکنند و چنان آتشین و شاکیانه بر سر پیشینیان خود عربده میکشند که انگار خود سالهای زیادی تجربه کولبری و بدبختی و فلاکت و جان دادن برای نان را داشتهاند و اینک از دل همان گذرگاههای مرگآفرین و معابر خطرناک مرزی بیرون آمده اند که یا مشکلات را تماما ریشه کن میکنند و یا کولبر آسا برای مطالبات مردم از جان مایه میگذارند و قول شرف و شرافت میدهند که دیگر اجازه جان دادن هیچ کولبری را نخواهند داد اما با کسب آرا و رسیدن به مراد دل به یک باره آلزایمر انتخاباتی میگیرند و جز نامی از کورد و کوردستان مسالهی دیگری را به خاطر نخواهند آورد و خود میشوند تصویری جدید از اسلافشان اما با چهرهها و قیافههای جدید غافل از اینکه خلف وعده و فراموشی قول قطعا شرف و شرافتشان را هم زیر سوال خواهد برد
کولبری نه انتخاب آگاهانه ما بر اساس علاقهمان به رزق حاصل از مرگ بلکه نتیجه بی تفاوتی و نادیده انگاری دولتیان و مجلسیان پر مدعا و فراموشکار است و راهیست که برایمان ترسیم کرده اند وگرنه یقینا هیچ انسان آگاه و آزادهای حاظر نخواهد بود که بنا به هر دلیلی حتی درآمد کلان،جان خود را در سنگلاخها و راه باریکهای کوهستانی به خطر بیندازد و ترس و وحشت و نگرانی و اضطراب و نهایتا شیون و سوگواری به خانوادهاش ببخشد اما چاره چیست مرگ برای شرافت بهتر از تحمل ننگ گرسنگیست
کولبری انتخاب نیست آخرین راه برای نان بین مرگ و زندگیست
پیشتر تنها مردان به چنین شغلی دست میزدند و کاری کاملا مردانه تلقی میشد اما زیر سایه ناکارآمدی و ضعف مدیریتی دولتیان به ویژه دولت تدبیر و سیاستهای اقتصادی بهارستان نشینان به خصوص مجلس نهم و دهم عمق فاجعه شدیدتر و چاه فقر و بیچارگی عمیقتر شد به گونه ای که چند سالیست با نمونه های چشمگیری از زنان کولبر و سرپرست خانوار مواجه هستیم که روز به روز به تعدادشان افزوده میشود و گویا هیچ تدبیری برای چنین فاجعهای در دست اقدام نیست
صریح و بی پرده میگویم: چنین وضعیت حاد و افسار گسیختهای در شان و منزلت مردمان کورد نیست پس یا مرد و مردانه کاری برای مردمانتان انجام دهید و شان وکالت را به جا آورید یا بیش از این با جمله آرایی و شعار درمانی سوهان بر اعصاب مردم نکشید
والسلام علی من التبع الهدی…




کولبری تنها درد یک کولبر نیست درد یک ملت است
ننگ تنها یک مسئول نیست نتگ دولتمردان یک گشور است کولبری ضعیف جلوه دادن یک ملت است
و نمادی از نسل کشی کورد….