«مدیر شرکت پخش فرآوردههای نفتی کردستان اعلام کرد با پیگیری ویژه استاندار کردستان از آبانماه، کارتهای سوخت جایگاهها حذف میشوند و شهروندان علاوه بر سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی، میتوانند ماهانه ۵۰ لیتر بنزین آزاد با نرخ ۱۰ هزار تومان را از طریق کارت سوخت شخصی دریافت کنند. این طرح با پیگیری استاندار کوردستان اجرا میشود.»
▫️آنچه در ماجرای بنزین اتفاق افتاد، صرفاً تغییر شیوه توزیع سوخت نبود؛ بلکه میتوان آن را نمونهای از شکلگیری تدریجی پذیرش اجتماعی گرانی دانست. در ابتدا، صفهای طولانی جایگاهها و هجوم مردم برای تهیه بنزین، آنچنان فضای روانی جامعه را تحت تأثیر قرار داد که مسئله اصلی، از “گران شدن بنزین” به “چگونگی دسترسی به بنزین” تغییر کرد. در چنین شرایطی، ذهن جامعه بهجای تمرکز بر افزایش قیمت، درگیر کمبود احتمالی، محدودیت دسترسی و نگرانی از دست دادن سهمیه شد؛ گویی مردم باید میان گرانی بنزین و دشوارتر شدن دسترسی به آن، یکی را انتخاب میکردند.
▫️با گذشت زمان، التهاب اولیه فروکش کرد، صفها به تدریج از میان رفتند و نرخ ۱۰ هزار تومانی بنزین در قالب سازوکار جدید توزیع، رسمیت یافت. اکنون بسیاری از مردم بدون آنکه برای دریافت ۵۰ لیتر بنزین آزاد صف بکشند، این سهمیه را با قیمت هر لیتر ۱۰ هزار تومان در کارت سوخت خود دریافت میکنند. آنچه روزی میتوانست موضوع اعتراض و مطالبه عمومی باشد، به تدریج به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ نه لزوماً به این دلیل که مردم افزایش قیمت را پذیرفتهاند، بلکه شاید از آن رو که در برابر تغییرات پیاپی، توان و فرصت کمتری برای اعتراض مؤثر دارند.
▫️اما مسئله به بنزین محدود نمیشود. افزایش قیمت سوخت، به طور مستقیم و غیرمستقیم، میتواند بر هزینه حملونقل، تولید، توزیع و در نهایت قیمت بسیاری از کالاها و خدمات اثر بگذارد. از این منظر، پیامد گرانی بنزین را باید فراتر از مبلغی دید که شهروندان هنگام سوختگیری میپردازند؛ زیرا فشار اصلی ممکن است در افزایش هزینههای زندگی و کوچکتر شدن سفره خانوارها نمایان شود. خطر بزرگتر، عادیشدن زنجیرهای از گرانیهاست؛ وضعیتی که در آن هر افزایش قیمت، پس از مدتی به مبنایی برای افزایش بعدی تبدیل میشود.
▫️درس مهم این ماجرا آن است که نبود صف، لزوماً به معنای رضایت مردم نیست؛ همانگونه که سکوت جامعه را نمیتوان نشانه پذیرش گرانی دانست. ممکن است مردم به شرایط تازه عادت کنند، اما عادت کردن با رضایت تفاوت دارد. اگر سیاستگذاری اقتصادی به جای شفافیت، اقناع عمومی و حمایت از قدرت خرید مردم، بر عبور تدریجی جامعه از شوکهای قیمتی تکیه کند، نتیجه میتواند چیزی جز فرسایش توان اقتصادی خانوارها و کاهش حساسیت عمومی نسبت به گرانی نباشد. امروز شاید صفهای بنزین تمام شده باشند، اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست: هزینه این آرامش ظاهری را مردم در جایگاه سوخت میپردازند یا در نانوایی، فروشگاه، بازار و سفرههای کوچکشده خود . . !؟
- از صفهای بنزین تا عادیسازی گرانی؛ وقتی مردم میان گرانی و محدودیت بنزین، ناگزیر به یکی عادت میکنند . . ! - مهر 30, 1405
- گلایه ساکنان محله بهارستان از انباشت آبهای آلوده در جداول خیابان حمام سعدی؛ درخواست رسیدگی از معاونت خدمات شهری شهرداری سقز - مهر 30, 1405
- نجات گربهای بیپناه به همت استادکار مهربان مکانیکی در سقز؛ جلوهای از انسانیت و احترام به حق زندگی حیوانات - مهر 28, 1405