✔️از چهارمین همایش اسب کُردی سقز تا تندیس «اسب و سواره»؛ روایت یک بیمهری هنری

🔹تندیس «اسب و سواره»، اثر ماندگار استاد مسعود رحیمی، از جمله جلوههای هنری شهر سقز است که در تمامی فصول سال، تصویری متفاوت و چشمنواز پیش روی رهگذران میگشاید و نگاه هر بینندهای را به دنیایی از خیال، زیبایی و گاه واقعیت پیوند میزند. در این اثر، گویی اسب و سواره در میان ابرها به رقص درآمدهاند یا در هیئتی حماسی، خود را برای رویارویی با طوفانها و تندبادهای سهمگین آماده میکنند. ظرافت در طراحی، خلاقیت در اجرا و دقت در جزئیات، این تندیس را به اثری متمایز در سیمای شهری سقز تبدیل کرده است؛ اثری که شایسته توجهی فراتر از آن چیزی است که تاکنون نصیبش شده است.
🔹رونمایی از پوستر چهارمین همایش سراسری اسب اصیل کُرد سقز، با حضور جمعی از فعالان حوزه سوارکاری و اعضای هیئت سوارکاری شهرستان، فرصتی ارزشمند برای پیوند دادن این رویداد فرهنگی و ورزشی با ظرفیتهای هنری شهر بود. چه مناسب بود برگزارکنندگان این همایش، با نگاهی به تندیس «اسب و سواره» در میدان مادر سقز، از اثر استاد مسعود رحیمی نیز یاد میکردند و با دعوت از این هنرمند نامآشنا، زمینه حضور و مشارکت او را در این رویداد فراهم میآوردند. چنین اقدامی، علاوه بر ارج نهادن به هنر بومی، میتوانست بر غنای فرهنگی و اعتبار هنری همایش بیفزاید و پیوندی معنادار میان میراث اسب کُردی و هنر مجسمهسازی برقرار کند.
🔹تندیس «اسب و سواره» این ظرفیت را دارد که فراتر از جایگاه کنونی خود، به عنوان یکی از نمادهای هویت فرهنگی و هنری سقز معرفی شود. شایسته بود مسئولان شهری و برگزارکنندگان همایش، با توجه به ارزشهای بصری و هنری این اثر، امکان معرفی گستردهتر آن را فراهم میکردند و در برنامهریزیهای آینده، نصب نمونههایی از چنین آثار ارزشمندی را در نقاط شاخص شهر، از جمله مرکز شهر و ورودیهای آن، مورد توجه قرار میدادند. این تندیس میتواند به نمادی از اسب اصیل کُردی و بخشی از هویت فرهنگی سقز تبدیل شود؛ ظرفیتی که با برنامهریزی مناسب، قابلیت تبدیل شدن به یکی از جاذبههای فرهنگی و گردشگری شهر را نیز دارد.
🔹بیتوجهی به هنرمندان و آثار ارزشمند بومی، تنها نادیده گرفتن یک اثر هنری نیست؛ بلکه از دست دادن فرصتی برای تقویت انگیزه خلاقیت، حمایت از استعدادهای محلی و معرفی هویت فرهنگی یک شهر است. تقدیر شایسته از استاد مسعود رحیمی، نه تنها ادای احترام به سالها تلاش و آفرینش هنری او بود، بلکه میتوانست زمینهساز خلق آثار مشابه و شکلگیری جریان تازهای از هنر شهری در سقز شود. افسوس که این فرصت در حاشیه برگزاری همایشی با محوریت اسب اصیل کُردی مغفول ماند. شاید برگزارکنندگان از کنار این تندیس عبور کرده باشند، اما ارزش یک اثر هنری را نه میزان توجه مسئولان، بلکه ماندگاری آن در حافظه و نگاه مردم تعیین میکند. تاریخ، هم آثار ماندگار هنرمندان را به خاطر خواهد سپرد و هم بیمهریهایی را که در حق آنان روا داشته شده است.
«بهنام نیک سرشت»