✔️وقتی تریبون صلح، زبان تهدید میشود
✍اسماعیل صادقی

🔹سازمان ملل متحد قرار بود پس از دو جنگ جهانی، خانه گفتوگو میان ملتها باشد؛ جایی که اختلافات پیش از آنکه به میدان جنگ کشیده شوند، پشت میز مذاکره حلوفصل شوند. اما امروز صحن این سازمان بیش از آنکه تصویر آرامش دیپلماتیک جهان باشد، گاه به تریبونی برای تهدید به جنگ، تحمیل اراده و حتی بازتولید ادبیات استعمار تبدیل شده است.
این تغییر را نباید صرفاً در لحن تند برخی رهبران جستوجو کرد. مسئله عمیقتر از چند سخنرانی است. جهان در سالهای اخیر شاهد همزمانی چند بحران بزرگ در خاورمیانه، اوکراین و تنشهای پیرامون تایوان بوده است؛ بحرانهایی که یک ویژگی مشترک دارند: افزایش حضور قدرت نظامی در سیاست خارجی.
🔹سلاحهایی که زمانی قرار بود صرفاً نقش «بازدارندگی» داشته باشند، اکنون در بسیاری از منازعات به ابزار تهدید تبدیل شدهاند.
انبارهای عظیم تسلیحاتی قدرتهای بزرگ دیگر تنها پشتوانهای برای جلوگیری از جنگ نیستند؛ وجود و نمایش آنها خود بخشی از زبان سیاسی بحرانها شده است. هر موشک، ناو، جنگنده و سامانه نظامی میتواند پیامی سیاسی داشته باشد: «اگر مذاکره نتیجه ندهد، گزینه دیگری هم وجود دارد.»
اینجاست که نقش نهادهایی مانند سازمان ملل اهمیت پیدا میکند. اگر دیپلماسی نتواند میان تهدید و جنگ فاصله ایجاد کند، کارکرد اصلی چنین نهادهایی زیر سؤال خواهد رفت. سازمان ملل زمانی معنا پیدا میکند که بتواند فاصله میان اختلاف سیاسی و برخورد نظامی را حفظ کند؛ نه اینکه جهان شاهد افزایش تهدیدها باشد و این نهاد صرفاً محل ثبت و بازتاب آنها شود.
🔹تاریخ نیز هشدار مهمی برای امروز دارد. جنگهای بزرگ معمولاً ناگهان آغاز نمیشوند. پیش از آنها مجموعهای از بحرانهای کوچکتر، رقابتهای تسلیحاتی، اتحادهای متغیر و تغییر در موازنه قدرت شکل میگیرد. جنگ جهانی اول در خلأ متولد نشد؛ سالها رقابت قدرتهای اروپایی، نظام ائتلافها و بحرانهای منطقهای، فضای سیاسی اروپا را به نقطه انفجار رسانده بود. جنگ جهانی دوم نیز نتیجه یک اتفاق منفرد نبود، بلکه محصول انباشتهشدن بحرانهای سیاسی، اقتصادی و نظامی و تغییرات بنیادین در نظم قدرت بود.
🔹امروز نیز نمیتوان هر بحران منطقهای را مقدمه یک جنگ جهانی دانست؛ اما نمیتوان از کنار نشانههای تغییر در موازنه قدرت نیز به سادگی عبور کرد. پیشدرآمد جنگهای بزرگ، همیشه صدای انفجار نیست؛ گاهی تغییر آرام قواعد بازی، افزایش تنشهای کوچک و عادیشدن زبان تهدید است.
شاید مسئله اصلی جهان امروز همین باشد: قدرتهای بزرگ بیش از گذشته به ابزارهای نظامی دسترسی دارند، اما سازوکارهای سیاسی برای مهار استفاده از این قدرت، همپای آن توسعه نیافتهاند.
🔹تاریخ جامعه ملل نشان داد که یک نهاد بینالمللی بدون قدرت اجرایی و اراده سیاسی اعضایش نمیتواند بهتنهایی مانع جنگ شود. سازمان ملل نیز اگر نتواند فاصله میان تهدید و درگیری را حفظ کند، ممکن است به تدریج همان سرنوشت را در شکلی متفاوت تجربه کند.
خطر اصلی تنها این نیست که جنگی بزرگ آغاز شود؛ خطر آن است که تهدید به جنگ به زبان عادی سیاست بینالملل تبدیل شود. زیرا وقتی تهدید عادی شود، استفاده از زور نیز یک قدم به عادیشدن نزدیکتر خواهد شد و شاید امروز مهمترین وظیفه سازمان ملل نه صدور بیانیههای بیشتر، بلکه بازگرداندن اعتبار به همان چیزی باشد که برای آن تأسیس شد: دیپلماسی پیش از آنکه جنگ، تنها گزینه باقیمانده باشد.
- وقتی تریبون صلح، زبان تهدید میشود - مهر 18, 1405
- نقدی بر بیستمین دورهی جشنواره تئاتر کوردی سقز - آذر 24, 1404
- توهم فهم؛ تهدید جدی هوش مصنوعی در مواجه با پرسشگری بشر - آذر 1, 1404