▫️این تصویر، تصویر یک معتاد، متجاهر یا دورهگرد نیست؛ تصویر پیرمردی است که برای تأمین نان شب خانوادهاش، به سطل زباله پناه برده است.
پیرمردی که در یکی از کشورهای ثروتمند دنیا، در ایران، و در شهر سقزِ کردستان، برای ادامه زندگی به چیزی پناه آورده که در بسیاری از جوامع، نماد دور ریختنیهاست: سطل زباله
▫️اینجا پرسش فقط درباره فقر یک انسان نیست؛ پرسش درباره جامعهای است که در آن، زباله به آخرین فرصت معاش تبدیل شده است. گویی سطلهای زباله به پناهگاه کسانی تبدیل شدهاند که سهمشان از زندگی، چیزی جز باقیماندههای دیگران نیست..
▫️چه تلخ است جامعهای که در آن، شهرداری با جمعآوری زباله، برای بخشی از مردم منبع درآمد فراهم میکند؛ و چه تلختر آنکه اگر همین سطلهای زباله نبود، شاید گروهی نه امکان زنده ماندن داشتند و نه فرصتی برای زندگی کردن.
▫️وقتی انسان برای نان شب، ناچار است میان زبالهها جستوجو کند، دیگر مسئله فقط فقر یک فرد نیست؛ مسئله، فقرِ یک ساختار و گرسنگیِ یک جامعه است.
چگونه ممکن است در سرزمینی که ثروت طبیعی فراوان دارد، سطل زباله از نان، سخاوتمندتر باشد!؟
- از اصل سیام قانون اساسی تا بازار آموزش؛ رویای فروپاشیده تحصیل رایگان - شهریور 18, 1405
- سطلهای زباله؛ آخرین پناه فقر - شهریور 16, 1405
- از تجلیل شورای شهر بوکان و شهردار مهاباد تا بنبست مدیریت شهری توسط شورای شهر سقز - شهریور 16, 1405