✔️سقز؛ کهنشهری با ظرفیتهای فراموش شده گردشگری و مسئولیتی که در سایه غفلت نماینده این شهرستان، رنگ باخته است . . !
بهنام نیک سرشت
🔹سقز، بهعنوان یکی از کهنترین شهرهای فلات ایران، از منظر تاریخی، طبیعی و فرهنگی ظرفیتهایی کمنظیر برای تبدیل شدن به یکی از قطبهای گردشگری غرب کشور در اختیار دارد. وجود چشماندازهای طبیعی بکر، رودخانه (چهم) سقز، آثار ارزشمند تاریخی، تپههای باستانی، مجموعه کوههای منحصربهفرد و روستاهای برخوردار از قابلیتهای اکوتوریسم، مجموعهای از مزیتهای رقابتی را برای این شهرستان فراهم کرده است. با این وجود، بررسی عملکرد سالهای گذشته نشان میدهد که این ظرفیتها نهتنها به فرصتهای توسعه تبدیل نشدهاند، بلکه در بسیاری موارد به دلیل نبود برنامهریزی، ضعف مدیریت و فقدان اراده سیاسی، در مسیر فراموشی و فرسایش قرار گرفتهاند.
🔹سؤال اساسی اینجاست که چرا شهری با چنین پشتوانه تاریخی و طبیعی، هنوز از ابتداییترین زیرساختهای گردشگری محروم است؟ چرا هیچ یک از نمایندگان ادوار مجلس و نماینده فعلی و مسئولان اجرایی نتوانستهاند طرحی جامع و پایدار برای توسعه صنعت گردشگری سقز ارائه کنند؛ صنعتی که میتواند علاوه بر ایجاد اشتغال، موجب رونق اقتصادی، تقویت هویت فرهنگی، افزایش سرمایهگذاری و کاهش مهاجرت نیروی انسانی شود!
🔹در کارنامه نمایندگان و مدیران این شهرستان، کمتر میتوان نشانی از یک برنامه راهبردی در حوزه گردشگری یافت؛ برنامهای که در آن بازارچههای دائمی صنایعدستی، معرفی غذاهای محلی، سوغات سقز، آیینهای بومی، موسیقی کردی و ظرفیتهای فرهنگی منطقه در کنار جاذبههای طبیعی و تاریخی، به عنوان یک بسته کامل گردشگری تعریف شده باشد. در مقابل، معدود فضاهایی که با همت مردم و بهصورت خودجوش شکل گرفتهاند نیز از حمایت مؤثر نهادهای مسئول برخوردار نبودهاند.
🔹ظرفیتهایی همچون منطقه عبدالرزاق، تپه تاریخی زیویه، روستاهای یاپشخان، سرچاوه، مسیر طبیعی سقز–بانه و دهها نقطه مستعد دیگر، همچنان از حداقل زیرساختهای گردشگری نظیر راه دسترسی استاندارد، امکانات اقامتی، مراکز اطلاعرسانی، خدمات رفاهی و معرفی ملی و بینالمللی بیبهره ماندهاند. این در حالی است که بسیاری از شهرهای کشور با ظرفیتهایی به مراتب کمتر، از طریق سرمایهگذاری هدفمند در صنعت گردشگری توانستهاند اقتصاد محلی خود را متحول کنند.
🔹در غیاب سیاستگذاری صحیح، آنچه امروز بهعنوان «گردشگری» در برخی نقاط سقز مشاهده میشود، بیشتر به توسعه بیضابطه باغویلاها، تصرف اراضی ملی، تجاوز به حریم تنها رودخانه سقز، کوهخواری و تغییر کاربری غیرقانونی اراضی شباهت دارد تا توسعه پایدار گردشگری. چنین روندی نه تنها کمکی به اقتصاد منطقه نمیکند، بلکه منابع طبیعی و سرمایههای بیننسلی را نیز با تهدیدهای جدی مواجه ساخته است.
🔹گردشگری صرفاً به معنای ایجاد یک فضای تفریحی نیست؛ بلکه صنعتی چندبعدی است که میتواند زنجیرهای از فرصتهای اقتصادی و اجتماعی را فعال کند. توسعه گردشگری موجب رونق بازارهای محلی، احیای صنایعدستی، حفظ زبان و فرهنگ بومی، افزایش اشتغال، جذب سرمایه، کاهش آسیبهای اجتماعی و تقویت هویت شهری میشود. از این منظر، بیتوجهی به گردشگری در شهری مانند سقز، صرفاً نادیده گرفتن یک ظرفیت اقتصادی نیست، بلکه چشمپوشی از یکی از مهمترین ابزارهای توسعه پایدار محسوب میشود.
🔹نمونههایی همچون سد لگزی و غار کرفتو، که در سالهای گذشته و با دخالت نمایندگان وقت، عملاً از حوزه مدیریتی و بهرهبرداری گردشگری سقز خارج شدند، نشان میدهد که ضعف در پیگیری حقوق شهرستان چه پیامدهایی برای آینده این منطقه به همراه داشته است. در کنار این موارد، ظرفیتهای ارزشمند دیگری همچون تپه زیویه، مناطق طبیعی عبدالرزاق، مسیر کوهستانی سقز–بانه و موقعیت مرزی شهرستان، همچنان میتوانند با جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی به موتور محرک توسعه گردشگری منطقه تبدیل شوند؛ ظرفیتی که تاکنون در سایه بیبرنامگی و فقدان اراده مدیریتی نماینده سقز، مغفول مانده است.
🔹از سوی دیگر، عملکرد نماینده این حوزه، بیش از آنکه بر حل مسائل اساسی شهرستان استوار باشد، در چارچوب انتشار تصاویر دیدارها، گزارشهای تبلیغاتی، وعدههای تکراری و بازدیدهای بیحاصل خلاصه شده است. در شرایطی که کردستان و شهرستان سقز همچنان با نرخ بالای بیکاری، تورم، کاهش سرمایهگذاری و فشارهای معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، انتظار افکار عمومی از نمایندگان، ارائه راهکارهای عملی و پیگیری پروژههای زیربنایی است، نه تولید محتوای تبلیغاتی در فضای مجازی!
🔹از سوی دیگر، نگرانیها درباره گسترش فعالیتهای معدنی، بهویژه استخراج طلا، بدون رعایت الزامات زیستمحیطی نیز قابل تأمل است. اگر توسعه صنعتی بدون ارزیابی دقیق اثرات زیستمحیطی و بدون توجه به ظرفیتهای گردشگری و منابع طبیعی دنبال شود، این خطر وجود دارد که بخش قابل توجهی از سرمایههای طبیعی سقز برای همیشه از بین برود. توسعه زمانی معنا پیدا میکند که میان اقتصاد، محیطزیست و منافع نسلهای آینده توازن برقرار شود؛ نه آنکه یکی به بهای نابودی دیگری حاصل گردد.
🔹امروز بیش از هر زمان دیگری، سقز به یک سند جامع توسعه گردشگری نیاز دارد؛ سندی که با مشارکت دانشگاهیان، کارشناسان میراث فرهنگی، فعالان اقتصادی، شوراهای محلی و سرمایهگذاران تدوین شود و از حالت شعار و وعده خارج گردد. ایجاد بازارچه دائمی صنایعدستی، احیای بافت تاریخی شهر، ساماندهی حریم رودخانه سقز، توسعه اقامتگاههای بومگردی، معرفی برند گردشگری سقز در سطح ملی و بینالمللی و تسهیل سرمایهگذاری بخش خصوصی، تنها بخشی از اقداماتی است که میتواند این شهرستان را از رکود خارج کند.
توسعه سقز بیش از آنکه به شعارهای انتخاباتی نیاز داشته باشد، محتاج مدیرانی است که ظرفیتهای این سرزمین را بشناسند، برای آن برنامه داشته باشند و در برابر مطالبات مردم پاسخگو باشند. تاریخ درباره عملکرد مسئولان قضاوت خواهد کرد؛ اینکه آیا میراث چند هزار ساله سقز را به سکوی پیشرفت تبدیل کردند یا آن را در سایه بیتفاوتی، فرصتسوزی و تصمیمهای کوتاهمدت به نسلهای آینده واگذار نمودند.
🔹سالهاست که نمایندگان، سقز را عملاً رها کردهاند. این شهر نه مشمول منطقه آزاد شده است و نه از جایگاهی درخور در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی و تاریخی برخوردار است؛ بلکه سقز، نزد نمایندگان، منطقهای مازاد تلقی میشود که به واسطه بیتوجهی و امنیتی بودن، از بیکاری، نبود بسترهای شغلی، فقدان گردشگری و ناتوانی در جذب گردشگر رنج میبرد.
و این قلم؛ تا زمانی که ظرفیتهای این کهنشهر قربانی بیتوجهی و فرصتسوزی نمایندگان شود، همچنان خواهد نوشت؛ زیرا سکوت در برابر توسعهنیافتگی، خود مشارکت در تداوم آن است . . !