✔️وقتی واقعیت کنکور و عدالت آموزشی قربانی نابرابریهای اقتصادی و جغرافیایی میشود
بهنام نیک سرشت
🔹کردستان سالهاست با چالشهایی همچون تورم بالا، شاخص فلاکت، بیکاری، ضعف زیرساختهای شغلی و درآمدزا و کمبود فرصتهای اقتصادی مواجه است. طبیعی است استانی که از نظر معیشتی و اقتصادی در شرایط دشوارتری نسبت به بسیاری از مناطق برخوردار کشور قرار دارد، از نظر دسترسی به امکانات آموزشی و فرصتهای برابر برای رقابت علمی نیز در موقعیتی یکسان با پایتخت و استانهای توسعهیافته و و مرفه، برخوردار نباشد.
🔹از همین منظر، نمیتوان نتایج کنکور را صرفاً به میزان استعداد، تلاش و ساعت مطالعه دانشآموزان نسبت داد. وقتی امکانات آموزشی، کیفیت مدارس، دسترسی به معلمان و مشاوران باتجربه، محتوای آموزشی، کلاسهای تخصصی و منابع کمکآموزشی در سراسر کشور به یک اندازه توزیع نشده است، سخن گفتن از “رقابت برابر” چندان با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد. عدالت آموزشی زمانی معنا پیدا میکند که دانشآموزی در کردستان، کرمانشاه یا ایلام از فرصتهایی برخوردار باشد که دانشآموزی در تهران و دیگر استانهای برخوردار از آن بهرهمند است.
🔹از سوی دیگر، وجود انواع سهمیهها و امتیازات در فرآیند کنکور و پذیرش دانشگاهها نیز همواره محل بحث بوده است. اگر قرار است کنکور معیاری برای سنجش علمی و توانایی تحصیلی دانشآموزان باشد، باید درباره تأثیر سهمیهها و امتیازات مختلف بر نتیجه نهایی، شفافیت بیشتری وجود داشته باشد و مشخص شود تا چه اندازه نتیجه اعلام شده میتواند بازتاب دهنده رقابت واقعی علمی میان دانشآموزان باشد.
واقعیت این است که یک دانشآموز در شهری محروم یا کمبرخوردار، گاهی برای رسیدن به یک رتبه قابل قبول ناچار است با امکاناتی بسیار محدود، بدون دسترسی آسان به کلاسهای تخصصی، مشاوران حرفهای، آزمونهای متعدد و منابع آموزشی متنوع، ساعتهای طولانی مطالعه کند و در بسیاری موارد از تفریح، آسایش و حتی فرصتهای شغلی و اجتماعی خود صرفنظر کند. موفقیت چنین دانشآموزی، با دانشآموزی که در محیطی برخوردار و با دسترسی گسترده به انواع امکانات آموزشی برای کنکور آماده میشود، از نظر میزان موانع و دشواریهای مسیر، الزاماً قابل مقایسه نیست.
🔹در سالهای گذشته، مدارس خاص، غیرانتفاعی و مجموعههای آموزشی پرهزینه در شهرهای بزرگ و برخوردار، به شبکه گستردهای از امکانات، کلاسهای تخصصی، مشاوره و منابع آموزشی دسترسی داشتهاند. شهریههای سنگین نیز عملاً امکان بهرهمندی از بخشی از این امکانات را برای بسیاری از خانوادههای کمدرآمد و ساکنان مناطق محروم محدود کرده است. اگر دسترسی به اطلاعات و منابع آموزشی نیز به توان مالی خانواده وابسته شود، کنکور دیگر نمیتواند صرفاً یک رقابت علمی میان دانشآموزان تلقی شود؛ بلکه بخشی از آن به رقابت میان خانوادههایی با توان اقتصادی متفاوت تبدیل خواهد شد.
🔹در چنین شرایطی، مقایسه مستقیم استانهایی مانند کردستان، کرمانشاه و ایلام با تهران و سایر مناطق برخوردار، بدون در نظر گرفتن تفاوتهای عمیق اقتصادی، رفاهی و آموزشی، مقایسهای عادلانه نیست. استانی که با بیکاری، ضعف زیرساختهای اشتغال، تورم، کاهش قدرت خرید خانوارها و کمبود امکانات آموزشی مواجه است، طبیعتاً نمیتواند همان شرایط رقابتی را برای دانشآموزان خود فراهم کند که در یک منطقه برخوردار وجود دارد.
بنابراین، اگر هر ساله بخش قابل توجهی از رتبههای برتر کنکور از مناطق برخوردار کشور اعلام میشوند، نباید این موضوع را صرفاً به تفاوت استعداد یا میزان تلاش دانشآموزان نسبت داد. ممکن است دانشآموزی در کردستان، با وجود استعداد بالا، ماهها و حتی سالها تلاش کرده باشد تا به رشته و رتبه مورد نظر خود برسد، اما به دلیل دسترسی نابرابر به امکانات و منابع آموزشی، نتوانسته است به نتیجه مطلوب دست پیدا کند.
🔹حتی اگر آمارهای مربوط به سهمیهها، تفاوت امکانات و توزیع رتبههای برتر را جداگانه بررسی کنیم، یک پرسش اساسی همچنان باقی میماند: آیا دانشآموزی که از تمام امکانات آموزشی، اقتصادی و اطلاعاتی برخوردار است، با دانشآموزی که برای دسترسی به ابتداییترین منابع آموزشی نیز با محدودیت مواجه است، واقعاً در یک زمین و با شرایط برابر رقابت میکنند؟
پاسخ به این پرسش میتواند بخش مهمی از واقعیت کنکور در ایران را روشن کند. مشکل صرفاً این نیست که چرا یک استان رتبه برتر کمتری دارد؛ مسئله اصلی این است که چرا فرصت رسیدن به رتبه برتر، از ابتدا به شکل برابر در اختیار همه دانشآموزان قرار نگرفته است.
🔹بنابراین، شاید بهتر باشد به جای آنکه از دانشآموز مناطق محروم بپرسیم رتبهات در کنکور چند شد؟، ابتدا از مسئولان بپرسیم: برای اینکه این دانشآموز از همان فرصتهایی برخوردار باشد که یک دانشآموز در تهران یا دیگر مناطق برخوردار کشور دارد، چه کردهاید؟
تا زمانی که عدالت آموزشی در توزیع امکانات، کیفیت مدارس، دسترسی به منابع آموزشی، مشاوره، فناوری و فرصتهای برابر برقرار نشود، رتبههای کنکور نمیتوانند به تنهایی تصویر کاملی از استعداد و توانایی واقعی دانشآموزان سراسر کشور ارائه دهند. در چنین شرایطی، مسئله فقط کنکور نیست؛ مسئله، نابرابری فرصتها پیش از آغاز کنکور است.
عدالت آموزشی یعنی همه دانشآموزان، فارغ از محل تولد، وضعیت اقتصادی خانواده و محل تحصیل، از فرصت واقعی و نه صرفاً قانونی برای موفقیت برخوردار باشند.