✔️وقتی پای منافع به میان آمد، مردم سهمی از این جنگ نداشتند
▫️اظهارات اخیر درباره مذاکرات ایران و عمان، مدیریت تنگه هرمز و احتمال دور تازهای از تنش میان ایران و آمریکا، بار دیگر یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: در تمام این معادلات، آنچه کمتر دیده شد، مردم و منافع ملتها بود.
▫️طرفین جنگ، هرکدام با شعارها و توجیهات متفاوت وارد میدان شدند، اما در نهایت آنچه در محاسباتشان پررنگ بود، منافع سیاسی، امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خودشان بود؛ نه زندگی مردمی که هزینه اصلی جنگ را با جان، امنیت، اقتصاد و آینده خود پرداختند.
▫️اکنون نیز بحث بر سر این است که چه میزان از مدیریت تنگه هرمز در اختیار ایران باشد و چه میزان در اختیار عمان؛ چه توافقی میان طرفها شکل بگیرد و آمریکا به چه تفاهمی بازگردد. در این میان، باز هم کمتر کسی میپرسد: سهم مردم از این همه جنگ، تحریم، ناامنی و ویرانی چه بود؟
برای آنانی که تصور میکردند آمریکا به خاطر نجات یک ملت، دفاع از مردم یا آزادی آنان وارد جنگ میشود، باید صریح گفت: این تصور، سادهلوحانه و خلاف واقعیت سیاست قدرتهاست.
▫️آمریکا برای نجات ملتها نمیجنگد؛ همانگونه که دیگر قدرتها نیز لزوماً برای نجات مردم وارد منازعه نمیشوند. قدرتها زمانی وارد جنگ میشوند که منافع خود را در خطر ببینند یا فرصتی برای تأمین و گسترش منافعشان پیدا کنند. آنچه امروز باقی مانده، کشوری است که هزینه جنگ را پرداخته، مردمی که قربانی ناامنی و فشارهای اقتصادی شدهاند و قدرتهایی که هر کدام تلاش میکنند از نتیجه این منازعات، سهم بیشتری از منافع سیاسی و اقتصادی منطقه به دست آورند.
▫️حتی کشورهایی که مستقیماً در جنگ حضور نداشتند، در بسیاری موارد از نفس این منازعات برای تأمین منافع خود بهره بردند.
پس اگر قرار است از جنگ و صلح سخن بگوییم، باید یک سؤال اساسی را فراموش نکنیم:
در میان تمام این معادلات قدرت و منافع، مردم چه زمانی قرار است از حاشیه به متن بیایند و منافع آنان واقعاً اولویت داشته باشد؟
جنگها را دولتها آغاز میکنند، قدرتها از آن بهره میبرند، اما این مردماند که بهای آن را میپردازند . . !