✔️وقتی گرانی و افزایش قیمت دلار به مردم هجوم میآورد؛ نمایندگان مجلس صدای مردم باشند، نه نظارهگر رنج آنان
🔹در برههای از زمان به سر میبریم که در میان جنگ و تحریمهای اقتصادی، اسلحه تورم و گرانی بیش از هر چیز به سمت مردم نشانه رفته است. مردمی که از هر سو زیر فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارند و پیامدهای این وضعیت، زندگی آنان را به شکلهای مختلف تهدید میکند. افزایش فشارهای روحی و روانی، بیماریهای ناشی از استرس، نزاعهای اجتماعی، افزایش آسیبهای خانوادگی و بسیاری از مشکلات دیگر، محصول شرایطی است که هر روز بیش از گذشته بر زندگی مردم سایه میاندازد.
مردم با آگاهی لحظهای از افزایش قیمت دلار و گرانی کالاها، دیگر نه با آرامش پای رفتن به بازار را دارند و نه میتوانند دست خالی به خانه بازگردند و نسبت به نیازهای خانواده و فرزندانشان بیتفاوت باشند. مردم در این میان یا کارمند هستند، یا بازاری، یا کارگر و یا جوانی بیکار که چشم به آیندهای نامعلوم دوخته است.
🔹حقوقی که بخش عظیمی از کارمندان دریافت میکنند، هیچ تناسبی با هزینههای زندگی ندارد. اگر یک کارمند بخواهد با همین درآمد محدود، زندگیای معمولی و حداقلی داشته باشد و از بسیاری از نیازهای ضروری همچون گوشت، لبنیات، میوه و پوشاک صرفنظر کند و باز هم بتواند زندگی خود را بچرخاند، در شرایط فعلی شاهکار کرده است. شاهکاری که با توجه به روند رو به رشد گرانی و تورم، به نظر میرسد هر روز دشوارتر و حتی ناممکنتر میشود.
🔹قشر بازاری نیز در شرایطی پیچیده و نگرانکننده گرفتار شده است؛ نمیداند کالای خود را بفروشد یا نفروشد. اگر نفروشد، درآمدی نخواهد داشت و اگر بفروشد، ممکن است فردا نتواند همان کالا را با قیمت جدید جایگزین کند. در نتیجه، روند طبیعی مبادلات مختل شده و بازار به سمت رکود و ایستایی حرکت میکند. این وضعیت میتواند به معنای قفل شدن تدریجی بازار باشد؛ شرایطی که فشارهای روحی و روانی فراوانی را بر فعالان اقتصادی و بازاریان تحمیل خواهد کرد.
🔹قشر کارگر نیز از وضعیت نامطلوب بازار، صنعت و ساختوساز تأثیر مستقیم میپذیرد. هنگامی که تولیدکننده، صنعتکار، بازاری و صاحب کسبوکار توان ادامه فعالیت نداشته باشد، نخستین قربانیان این رکود، کارگران خواهند بود. کاهش درآمد و بیکاری، تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه میتواند زمینهساز افزایش اختلافات خانوادگی، آسیبهای اجتماعی، سرقت، طلاق و اعتیاد شود و بنیان خانواده را بیش از پیش متزلزل کند.
🔹و اما قشر چهارم؛ جوانان و تحصیلکردگانی که یا همچنان در مسیر تحصیل هستند و یا پس از دریافت مدرک، چشم به روزنهای برای اشتغال دوختهاند. جوانانی که برای رسیدن به یک فرصت شغلی، گاه باید از مسیرهای دشوار و پیچیده اداری، سیاسی، امنیتی و عقیدتی عبور کنند تا شاید درصد اندکی از آنان جذب دستگاههای دولتی شوند. بسیاری از کسانی که موفق به یافتن شغل مناسب نمیشوند، ناچار به مشاغل کاذب روی میآورند یا مهاجرت از کشور را، با وجود تمام دشواریها و هزینههایش، به عنوان تنها راه پیش روی خود انتخاب میکنند.
🔹در این میان، اما پرسش اصلی این است که چه کسانی باید پاسخگوی چنین وضعیت دهشتناکی باشند؟ مسئولانی که روزی ندای خدمت و خدمترسانی سر میدادند؛ نمایندگانی که اساس شعارهای انتخاباتیشان با مردم و برای مردم بود و خود را ناجی و مدافع مردم معرفی میکردند، امروز کجا ایستادهاند؟
نمایندگان مجلس باید صدای مردم در برابر گرانیهای افسارگسیخته باشند. مجلس جای نشستن و نظاره کردن رنج مردم نیست؛ نمایندگان برای چنین روزهایی انتخاب شدهاند تا چاره بیندیشند، مطالبهگری کنند، نظارت کنند و راهی برای کاهش بار سنگین گرانی از دوش مردم بیابند.
مردم نمایندگان را به مجلس نفرستادهاند که در صحن مجلس، بیدفاع و بیتفاوت جلوس کنند و صرفاً به جای نظارت، نظارهگر باشند. هر کسی میتواند در برابر مشکلات سکوت کند و شاهد رنج دیگران باشد؛ هنر نمایندگی آن است که در روزهای سخت، صدای مردمی باشی که صدایشان به جایی نمیرسد.
🔹آن شعارها، فریادها و وعدههایی که در روزهای تبلیغات انتخاباتی سر داده میشد، امروز کجا هستند؟ چرا همانهایی که در ایام انتخابات از مردم سخن میگفتند، امروز پاسخ روشنی برای مردمی که زیر بار گرانی کمر خم کردهاند، ندارند؟
امروز زمان آن است که نمایندگان به یاد بیاورند چه کسانی پلکان رسیدن آنان به صندلیهای مجلس شدند. مردمی که با امید به تغییر و بهبود شرایط، رأی دادند، امروز انتظار دارند نمایندگانشان برای نجات آنان از فشار اقتصادی تدبیر کنند.
نماینده مجلس برای روزهای آرام و بیدغدغه انتخاب نمیشود؛ نماینده واقعی برای روزهای بحران، گرانی، تورم و فشار بر زندگی مردم باید راهکار داشته باشد. اگر قرار باشد نمایندگان در سختترین روزهای زندگی مردم، سکوت کنند و تنها نظارهگر باشند، تفاوت آنان با هر شهروند دیگری که از بیرون شاهد این وضعیت است، چیست؟
🔹امروز مردم بیش از شعار، به اقدام نیاز دارند؛ بیش از وعده، به تدبیر و بیش از هر چیز، به نمایندگانی نیاز دارند که واقعاً صدای آنان باشند. سکوت در برابر سفرههای کوچک شده مردم، نظاره کردن افزایش روزانه قیمتها و بیتفاوتی در برابر آینده جوانان، نه با مسئولیت نمایندگی سازگار است و نه با وعدههایی که روزی برای کسب رأی به مردم داده شد.
مردم از نمایندگان خود انتظار دارند که برای چنین روزهایی چاره بیندیشند؛ روزهایی که گرانی، تورم و بیثباتی اقتصادی نفس زندگی را به شماره انداخته است. نمایندگان باید از تمام ظرفیت قانونی و نظارتی خود استفاده کنند تا مردم احساس نکنند در برابر این حجم از فشار اقتصادی، تنها و بیپناه رها شدهاند.
مجلس باید صدای مردم باشد؛ نه سکوتی در برابر فریادهای آنان . . .
- وقتی گرانی و افزایش قیمت دلار به مردم هجوم میآورد؛ نمایندگان مجلس صدای مردم باشند، نه نظارهگر رنج آنان - شهریور 9, 1405
- در گذر هنر پارک مولوی کورد سقز؛ المانهای شاماران و تابلوفرش کوردی محو شدند . . ! - شهریور 4, 1405
- تحول بنیادین آموزش و پرورش با بیتوجهی به شأن معلم و جایگاه آموزش به کاغذپارهای بیش تبدیل شده است . . ! - شهریور 3, 1405