دو صندلی برای یک مدیر؛ کردستان با کمبود مدیر مواجه است . . !
«با خداحافظی حبیبی از مسئولیت دولتی، امیر قادری با حفظ سمت مدیرکل راه و شهرسازی استان، بهعنوان معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری کردستان منصوب شد»
🔹کیومرث حبیبی از معاونت امور عمرانی استانداری کردستان رفت و به دوران مسئولیت خود در این استان پایان داد. بخش قابل توجهی از مردم و فعالان حوزه عمرانی، از خدمات و تلاشهای وی قدردانی کردند و برای او در ادامه مسیر آرزوی موفقیت داشتند.
🔹اما همزمان با این تغییر، امیر قادری، مدیر کل راه و شهرسازی استان کردستان، در حالی سرپرستی معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری را نیز بر عهده گرفت که همچنان مسئولیت مدیریت اداره کل راه و شهرسازی را حفظ کرده است. این انتصاب، بار دیگر این پرسش را در افکار عمومی ایجاد میکند که آیا در ساختار مدیریتی استان، افراد شایسته دیگری برای تصدی این جایگاه وجود ندارند به نظر میرسد چینش برخی مدیران از پیش طراحی شده و جابهجایی آنان میان کرسیهای مختلف، بیش از آنکه بر پایه شایستگی، تخصص و کارنامه اجرایی باشد، متأثر از ملاحظات سیاسی، جناحی و ستادی است. تکرار چنین رویهای، علاوه بر محدود کردن فرصت برای نیروهای متخصص و جوان، میتواند به کاهش بهرهوری، رکود مدیریتی و تضعیف اعتماد عمومی منجر شود.
🔹پرسش اساسی این است که مدیری که هنوز درباره عملکرد او در مسئولیت فعلی، نقدها و ابهامهای فراوانی وجود دارد و بسیاری معتقدند کارنامهای درخشان در حوزه راه و شهرسازی از خود بر جای نگذاشته است، چگونه میتواند همزمان مسئولیت یکی از مهمترین معاونتهای استانداری را نیز بر عهده بگیرد؟ آیا حجم و اهمیت این دو مسئولیت به گونهای نیست که هر یک نیازمند مدیری تماموقت، متمرکز و پاسخگو باشد؟ اگر استان کردستان با کمبود نیروی متخصص و مدیران توانمند مواجه نیست، چرا فرصت به دیگر مدیران کارآمد داده نمیشود؟ آیا این انتصابها پیام دیگری جز تداوم یک چرخه محدود مدیریتی را به جامعه منتقل نمیکند؟
🔹بیتردید، توسعه استان در گرو بهرهگیری از مدیرانی است که بر اساس شایستگی، تجربه، تخصص و عملکرد انتخاب شوند، نه صرفاً بر مبنای نزدیکیهای سیاسی یا حضور در ستادهای انتخاباتی. هر گاه معیار انتصابها از شایستهسالاری فاصله بگیرد، نتیجه آن کاهش انگیزه در میان نیروهای متخصص، تضعیف سرمایه اجتماعی و کند شدن روند توسعه خواهد بود. انتظار افکار عمومی از مسئولان این است که درباره دلایل چنین انتصابهایی شفافسازی کنند و نشان دهند که انتخاب مدیران بر پایه معیارهای حرفهای، توان اجرایی و منافع مردم استان انجام میشود، نه بر اساس ملاحظات سیاسی و جناحی. در غیر این صورت، این پرسش همچنان باقی خواهد ماند که آیا هدف از این جابهجاییها ارتقای کارآمدی مدیریت استان است یا صرفاً حفظ یک حلقه محدود از مدیران در جایگاههای مختلف . . ؟!