از تولید شیشه و بلور بوکان تا ظرفیت‌های مغفول سقز؛ چرا سهم سقز از صنعت همچنان ناچیز است؟
از تولید شیشه و بلور بوکان تا ظرفیت‌های مغفول سقز؛ چرا سهم سقز از صنعت همچنان ناچیز است؟

از تولید شیشه و بلور بوکان تا ظرفیت‌های مغفول سقز؛ چرا سهم سقز از صنعت همچنان ناچیز است؟

✔️از تولید شیشه و بلور بوکان تا ظرفیت‌های مغفول سقز؛ چرا سهم سقز از صنعت همچنان ناچیز است؟

🔻 بوکان در مسیر تولید شیشه؛ سقز با ظرفیت‌های معدنی، همچنان در انتظار صنعت

از تولید شیشه و بلور بوکان تا ظرفیت‌های مغفول سقز؛ چرا سهم سقز از صنعت همچنان ناچیز است؟
از تولید شیشه و بلور بوکان تا ظرفیت‌های مغفول سقز؛ چرا سهم سقز از صنعت همچنان ناچیز است؟

🔹کلنگ احداث کارخانه تولید شیشه و آینه در بوکان به زمین زده شد؛ طرحی با سرمایه‌گذاری ۲۵۰ میلیارد تومان که برای آن ظرفیت تولید سالانه حدود ۱۲۰ هزار تن و ایجاد ۱۵۰ فرصت شغلی پیش‌بینی شده و قرار است طی دو سال به بهره‌برداری برسد. این طرح با هدف تولید شیشه خودرو و ساختمان و حضور در بازارهای صادراتی تعریف شده است.
اما انتشار این خبر، یک پرسش جدی را برای سقز مطرح می‌کند: چرا شهری که سال‌هاست موضوع تولید شیشه و بلور در آن مطرح بوده و از ظرفیت‌های قابل توجه معدنی برخوردار است، هنوز نتوانسته یک زنجیره واقعی و پایدار از معدن تا صنعت ایجاد کند؟

🔹سقز از نظر مواد اولیه معدنی، ظرفیت‌هایی دارد که می‌توانست زمینه‌ ساز شکل‌گیری صنایع فرآوری و تولیدی باشد. در گزارش‌های منتشر شده، از وجود حدود ۶۰ میلیون تن ذخیره قطعی سیلیس در شهرستان سخن گفته شده و حتی در مقاطعی موضوع ایجاد زنجیره‌ای از استخراج و فرآوری سیلیس تا تولید شیشه و بلور در سقز مطرح شده است.
از سوی دیگر، بر اساس اطلاعات و مطالعات معدنی مورد استناد فعالان این حوزه، در بخش‌هایی از سقز ذخایر قابل توجهی از سنگ‌های سیلیسی از جمله کوارتز، کوارتزیت و همچنین مواد معدنی کربناته مانند کلسیت و دولومیت وجود دارد. در برخی مناطق، از جمله محدوده پیریونس، درباره خلوص بسیار بالای کوارتز نیز ارقامی تا حدود ۹۶ درصد مطرح شده است؛ موضوعی که البته نیازمند ارزیابی و تأیید رسمی آزمایشگاهی و معدنی است.

🔹همچنین در محور سقز ـ بوکان، وجود سنگ‌های مرمریت، کوارتزیت و کوارتز می‌تواند در صورت انجام مطالعات دقیق و سرمایه‌گذاری مناسب، بخشی از زنجیره صنایع معدنی و فرآوری را شکل دهد.
بنابراین مسئله فقط نبود منابع نیست؛ مسئله، نبود زنجیره‌ای است که منابع زیرزمینی را به ارزش افزوده، کارخانه، اشتغال و صادرات تبدیل کند.

🔹اکنون بوکان وارد مرحله‌ای شده که قرار است سرمایه‌گذاری، زیرساخت و مواد اولیه را به تولید شیشه و آینه پیوند بزند. استانداری آذربایجان‌غربی نیز بر استفاده از ظرفیت معادن سیلیس و تکمیل زنجیره تولید برای جلوگیری از خام‌فروشی تأکید کرده است. این اتفاق برای سقز می‌تواند بیش از آنکه صرفاً یک خبر اقتصادی درباره شهرستان همجوار باشد، آینه‌ای در برابر وضعیت صنعتی سقز باشد؛ شهری که سال‌ها درباره احداث کارخانه شیشه و بلور و سرمایه‌گذاری در بخش سیلیس سخن گفته شده، اما بخش قابل توجهی از این وعده‌ها هنوز به تولید مستمر و اشتغال پایدار تبدیل نشده است و خاک فروشی و خام فروشی منابع معدنی سقز به خارج از این استان سال‌هاست، ادامه دارد.

در واقع، اگر بوکان امروز برای تبدیل ظرفیت‌های معدنی به صنعت شیشه کلنگ می‌زند، این پرسش همچنان پابرجاست که چرا ظرفیت‌های مشابه و حتی قابل توجه سقز، نتوانسته‌اند به چنین نقطه‌ای برسند؟

🔻ذوب‌آهن سقز؛ کارخانه‌ای که بیشتر روی تابلو وجود دارد تا در خط تولید؛

🔹نمونه دیگری از این وضعیت را می‌توان در ماجرای موسوم به کارخانه ذوب‌آهن سقز در شهر صاحب مشاهده کرد؛ مجموعه‌ای که سال‌هاست نام آن در افکار عمومی با عنوان ذوب‌آهن سقز مطرح شده، اما واقعیت موجود نشان می‌دهد که این مجموعه تاکنون به معنای واقعی کلمه به یک کارخانه ذوب‌آهن فعال و تولیدکننده تبدیل نشده است.
آنچه درباره این طرح مطرح شده بود، قرار گرفتن آن در زنجیره تولید مواد اولیه از جمله گندله برای تأمین نیاز کارخانه‌های ذوب‌آهن در دیگر نقاط کشور بود؛ اما این طرح نیز همچنان از رسیدن به تولید پایدار و اشتغال وعده‌ داده‌ شده فاصله دارد. گزارش‌های قدیمی نیز از طرح احداث کارخانه ذوب‌آهن در شهر صاحب و سرمایه‌گذاری موردنظر در آن خبر داده بودند.

🔹در چنین شرایطی، وعده ایجاد اشتغال برای هزار و اندی نفر نیز در کنار مجموعه‌ای از وعده‌های تحقق‌ نیافته صنعتی سقز قرار گرفته است؛ وعده‌هایی که هر بار با عنوانی تازه مطرح شدند، اما کمتر به کارخانه‌ای فعال، تولید مستمر و اشتغال پایدار انجامیدند.
سقز برای صنعتی شدن الزاماً نیازمند صنایع آلاینده و سنگین نیست. صنایع فرآوری مواد معدنی، شیشه، بلور، سیلیس فرآوری‌ شده، سنگ‌های صنعتی و سایر صنایع پایین‌ دستی می‌توانند با مطالعات زیست‌محیطی و فناوری مناسب، ارزش افزوده بیشتری نسبت به خام‌فروشی ایجاد کنند.

🔹اما وقتی مواد اولیه از دل کوه استخراج می‌شوند و ارزش افزوده اصلی در شهرها و استان‌های دیگر ایجاد می‌شود، سقز عملاً سهم محدودی از ثروت معدنی خود دریافت می‌کند. مسئله اینجاست که معدن بدون فرآوری، ثروت کامل نیست؛ معدن زمانی به توسعه تبدیل می‌شود که از دل آن کارخانه، دانش فنی، زنجیره تولید، اشتغال، مالیات، صادرات و کسب‌وکارهای وابسته شکل بگیرد.

🔻پرسش پایانی
اکنون که بوکان وارد مرحله عملیاتی یک طرح بزرگ تولید شیشه شده، شاید زمان آن رسیده باشد که مسئولان و نمایندگان سقز به جای تکرار وعده‌های کلی درباره ظرفیت‌های معدنی، پاسخ دهند:
سرنوشت ظرفیت‌های سیلیس، کوارتز، کوارتزیت و سایر مواد معدنی سقز چه خواهد شد؟
چرا طرح‌های فرآوری و تولیدی که سال‌ها درباره آنها سخن گفته شده، به نتیجه پایدار نرسیده‌اند؟
و چرا سهم سقز از ثروت زیرزمینی خود، به جای صنعت و اشتغال پایدار، همچنان در حد استخراج مواد خام، وعده‌های سرمایه‌گذاری و حتی یک تابلو با عنوان ذوب‌آهن سقز باقی مانده است؟
اگر قرار است سقز صنعتی شود، مسیر آن از معدن تا کارخانه باید تکمیل شود؛ وگرنه منابع زیرزمینی شهر همچنان استخراج خواهند شد، اما ارزش افزوده و فرصت‌های شغلی اصلی در جایی دیگر شکل خواهد گرفت.

همچنین ببینید

شورای ششم؛ حضوری بی‌اختیار در گروگان بلاتکلیفی انتخابات هفتم

شورای ششم؛ حضوری بی‌اختیار در گروگان بلاتکلیفی انتخابات هفتم

✔️شورای ششم؛ حضوری بی‌اختیار در گروگان بلاتکلیفی انتخابات هفتم ✍ میلاد میری 🔹شورای ششم شهر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *