شهر بوکان، اگرچه در مقایسه با کهنشهر سقز از قدمت شهری کمتری برخوردار است و در سال ۱۳۷۰ به مرکز شهرستان ارتقا یافته، در سالهای اخیر از نظر مدیریت شهری، اجرای طرحهای عمرانی و توسعه زیرساختها، پیشرفت چشمگیری داشته است. اجرای پروژههای شهری در این شهر، بوکان را به یکی از شهرهای توسعهمحور آذربایجان غربی تبدیل کرده است؛ شهری که روند اجرای طرحهای آن، دستکم در مقایسه با بسیاری از شهرهای همجوار، از جدیت و شتاب بیشتری برخوردار است. این حرکت رو به جلو را میتوان حاصل همافزایی میان مسئولان شهری، نماینده مجلس، نماینده دولت، شورای شهر و شهرداری دانست؛ مجموعهای که ظاهراً عزم خود را برای پیشبرد برنامههای توسعهای جزم کردهاند. از میان دهها طرح و پروژهای که در شهر بوکان در عرض یک تا دو سال به اجرا رسیده، اجرای طرح زیرگذر شهدای بوکان به هدف روانسازی ترافیک و هدایت آبهای سطحیست که اخیرا به سرعت وارد فاز عملیات شده است.
🔸در مقابل، سقز، با پیشینه تاریخی و تمدنی چند هزارساله، سالهاست درگیر رکود و عقبماندگی در مسیر توسعه شهری است. شهری که باید با تکیه بر ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی خود به الگویی برای توسعه منطقه تبدیل شود، امروز با انباشت مشکلات، طرحهای نیمهتمام و وعدههای بیسرانجام دستوپنجه نرم میکند. در پنج سال اخیر، عملکرد مدیریت شهری سقز چنان کمرمق بوده که گویی سهم شهر از برنامهریزی و مدیریت، چیزی جز کاشتن هیچ و برداشت دوباره همان هیچ نبوده است.
🔸در این میان، مسئولان شهر، از نماینده مجلس و نماینده دولت گرفته تا شورای شهر و شهرداری، باید پاسخ دهند که چرا سقز از قطار توسعه منطقه سالها عقب مانده است. وعدههایی که قرار بود به تحول و آبادانی منجر شوند، برای بسیاری از شهروندان به سرابی دوردست تبدیل شدهاند و اختلافات و کشمکشهای شورای شهر صرفا برای منافع شخصی نیز، به جای آنکه در خدمت منافع عمومی و توسعه شهری باشد، افکار عمومی را نسبت به اولویتهای واقعی مدیریت شهر نگران کرده است.
🔸خطاب به نماینده سقز و بانه هم باید اذعان نمود که جاده مرگبار سقز-بوکان، تنها یک مسئلهی فنی نیست؛ بلکه بازتابی از ضعف در نظارت و وعدههای نافرجام نماینده مجلس در مسیر توسعه است. نقش نمایندگان در عدم توسعهیافتگی این شهرستان، از طریق پروژههایی که هرگز به مقصد نمیرسند، کاملاً مشهود است.
نمونه بارز این ناکارآمدی، پروژه دو بانده کردن مسیر سقز-بوکان است. اگر بخواهیم تنها دستاورد عملیاتی این پروژه را برای نماینده مجلس بررسی کنیم، تنها به احداث ۱۳ کیلومتر جاده میرسیم که آن هم با زنجیرهای از تأخیرها و حوادث همراه بوده است. وعدهی نماینده مجلس مبنی بر چهار خطه شدن مسیر در کمتر از دو سال، اکنون با تغییر تاریخهای مداوم از سوی استاندار، نماینده فعلی، و پیمانکار، به یک مهلت مبهم در سال ۱۴۰۶ تبدیل شده است. این روندِ وعده دادن و تأخیر کردن، در حالی ادامه دارد که مسائل حیاتی مانند؛ تصادفات مرگبار، نبود ایمنی و شانه خاکی و حریم جاده همچنان بدون پاسخ ماندهاند.
🔸نمیتوان از مسئولیت مدیرانی که طی سالهای گذشته فرصتهای توسعه را از دست دادهاند چشمپوشی کرد. مردم سقز حق دارند بدانند چه بر سر وعدههای توسعهای آمده، چرا هیچ پروژهای به سرانجام نرسیده است و چه زمانی قرار است این شهر از چرخه رکود خارج شود.
توسعه شهری، محصول شعار و وعده نیست؛ نتیجه مدیریت شایسته، تصمیمگیری مسئولانه و اقدام بهموقع است. اگر بوکان توانسته است مسیر توسعه را با شتاب بیشتری طی کند، سقز نیز میتواند؛ به شرط آنکه مسئولان و نمایندگان متعهد، کارآمد و شهرمحوری داشته باشد و منافع عمومی بر اختلافات، منافع شخصی و مدیریت روزمرهگی غلبه کند.