پراگماتیسم,اندیشه های نوگرایی,بهنام نیک سرشت,نیشتمان مدیا,فلسفه
پراگماتیسم و اندیشه های نوگرایی

پراگماتیسم و اندیشه های نوگرایی

پراگماتیسم و اندیشه های نوگرایی

آنچه ما را در زندگی امروزه همراهی میکند، حقیقت هایی‌ست که با نتیجه و آزمایش بدست آمده باشد، بی شک هر آنچه در زندگی کنونی انسانها توسعه و تحول می یابد و کارایی و کارآمدی آن با آزمایش به اثبات رسیده است مورد وثوق واقع‌گرایان


( پراگماتیسم) می باشد، قالب این اندیشه هم اکنون در نظر فلاسفه و منطق گرایان در حد نظریه و در چاچوب زمان و مکان در حال تحول و دگرگونی است، به عبارت دیگر حقیقت آن چیزی‌ست که با عقل و منطق سازگار باشد، برخی عقاید و افکار تا زمانی صحیح و حقیقی است که در زندگی بشریت اثر بخشی آن مسلم و مسجل بوده باشد، ممکن است همین عقاید به مرور زمان سنخیتی با عقل و منطق نداشته باشد، و به ناچار و متوصل به تکامل زمان باطل میگردد، در مورد این نظریه می‌توان به مصلحت و نیک اندیشی هم رسوخ کرد، پایبند بودن به مصلحت و خیرخواهی، یا به مصلحت و نیکی زندگی کردن اهداف کارآمد بودن پراگماتیسمی را دنیال میکند، امروزه خیلی از مباحث علمی و اعتقادی و افکاری که خیلی از فلاسفه در گذشته در مورد آن نظرات مساعد و موافق داشته اند با پیشرفت علمی و نوآوری مورد جستجو، واکاوی و تفحص قرار گرفته و با اندیشه نو و نتایج اثربخش به نحوی که کارآمدتر و کاراتر باشد کاذب یا باطل میگردد و از آن به نحوی که در زندگی موثر واقع شود، بهره میگیرند.

پراگماتیسم و اندیشه های نوگرایی


بنابراین اندیشه پراگماتیسمی یا مصلحت گرایی با عمل به آن، نگرش ها و دیدگاهها و تفکرات عقلی تر و منطقی تر در زندگی کاربرد دارد و توأم با این نگرش ممکن است دیدگاه‌های دیگر با افکاری دیگر در یک جامعه وجود داشته باشد، و نباید انتظار داشت عموم جامعه هم سو با یک نگرش حقیقی ولو آنکه کاذب هم باشد، هم گام و هم نظر دیگر واقع گرایان باشند، در مورد تمام نگرش ها و دیدگاهها بسته به دانش و درک وقایع، انسانهای متفاوتی وجود دارند، که ممکن است همین نتایج غلط، افکار و عقاید آنها را تشکیل داده باشد و اثرات مثبت و مفیدی هم در زندگی آنها داشته است، و تداوم چنین افکاری به نظر و درک آنها موجبات سعادت آنها را فراهم کرده باشد، یا ممکن است نگرش و دیدگاه بسیاری از واقع گرایان هم متناسب و مختص به اندیشه خاص آنها باشد، با آنکه این آموزه ها مورد سنجش علمی و عملی هم قرار گرفته باشد باز هم اختلاف نظرهایی در مورد این نتایج در میان عالمان و عملگرایان جریان دارد، که مروز زمان تفکر و اندیشه آنها را ممکن است متحول نماید، بر این اساس و مبنا حقیقت چیزی ساکن و تغییرناپذیر نیست؛ بلکه با گذشت زمان، توسعه و تحول می‌یابد، آنچه در حال حاضر صادق است، ممکن است در آینده صادق نباشد؛ زیرا در آینده، افکار و نظریات دیگری بر حسب شرایط و اوضاع جدید، حقیقی شده و معمول می‌گردند، تمام امور تابع نتایج است و بنابر این، حق امری است نسبی یعنی وابسته به زمان، مکان و مرحله معینی از علم و تاریخ است.


ما هیچ زمان به حقیقت مطلق نخواهیم رسید، زیرا علم ما، مسائل ما و مشکلات ما همیشه در حال تغییر است و در هر مرحله، حقیقت، آن چیزی خواهد بود که ما را قادر می‌سازد تا به نحو رضایت‌بخش، مسائل و مشکلات جاری آن زمان را بررسی و حل کنیم.

همچنین ببینید

وقتی فساد دیگر یک استثنا نیست؛ از ناپدید شدن پول تا ناپدید شدن اعتماد

وقتی فساد دیگر یک استثنا نیست؛ از ناپدید شدن پول تا ناپدید شدن اعتماد

وقتی فساد دیگر یک استثنا نیست؛ از ناپدید شدن پول تا ناپدید شدن اعتماد 📍شاید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *